مهدی جانم بخدا امید من فقط به دست های شماست



با صد امید بر در این خانه آمدم


اقرار می کنم که تو خوبیّ و من بدم


مردودتر ز من نبود بنده ای ولی


باور نمی کنم که تو مولا کنی ردم


ایمان من محبّت و دینم ولایت است


بگذار دشمنان تو خوانند مرتدم


از بیت بیت من همه پیدا بود که هست


روح القدس به وقت سرودن مؤیدم


قابل نبوده ام که کند دعوتم کسی


مولا کریم بود که بی دعوت آمدم


هر کس گرفت دست توسّل به دامنی


من دست خود به دامن آل عبا زده ام


با آن همه صفات نمک ناشناسیم


عمری کنار سفرۀ آل محمّدم


اینان مرا که جز تنی آلوده نیستم


تبدیل می کنند به روح مجرّدم


دریا حیف نیست که پاکم کند مگر


مولا به خاک کوی خود از لطف شویدم


من کیستم که «میثم» این خاندان شوم


این موهبت بود ز خداوند سرمدم