منتظرالمهدی۳۱۳

تقدیم ب کسی که مانعی شدم برای فرجش و او پدرانه دعایم میکند...

گاهی ...

گاهی دلت گفتن می خواهد 

اما گفتنت نمی آید

گویی مُهر سکوت به لبهایت خورده باشد...

 

بر آن می شوی تا بنویسی آنچه را که نگفتنیست...

 

 دلت نوشتن می خواهد

امانوشتنت هم نمی آید

گویی حکم عدم به قلمت خورده باشد...

 

اما ناغافل 

زودتر از همه اینها می ببینی که 

واژه هایت را قطره قطره بر کاغذ گریسته ای

و او را غرق در ناگفته هایت کرده ای

آنقدر در سکوت برایش میگریی

که از شرم نانوشته هایت 

سینه اش 

خیس میشود٬ 

نرم میشود ٬

می شکافد...

 

آری 

گاهی 

اَشکها هم حرفهایی به وسعت نگفتن دارند......


+ به خدا کافر اگر بود به رحم آمده بود زان همه ناله که من پیش تو کافر کردم ...

۱۴ ۴

دوباره




۰ ۱

وبلاگ برتر 96

سلام و عرض ادب محضر همه دوستان بیانی محترم 


تشکر میکنم از شما دوستان و بیان عزیز 


جزء 100 وب برتر 96 شدیم :) 


الحمدلله :)

۱۲ ۱۰

ترس من از مرگ نیست

ترس من از مرگ نیست. ترس من از مردن و رفتن به آن دنیا و دیدن دوباره آدم‌های این دنیاست ...!


 حسین پناهی

۹ ۶

داستان حج عبدالجبار و مرغ مردار زن علوی

     💠داستان حج عبدالجبار و مرغ مردار زن علوی💠


آورده اند که روزى یکى از بزرگان عرب به سفر حج مى رفت. نامش عبدالجبار بود و هزار دینار طلا در کمر داشت. چون به کوفه رسید، قافله دو سه روزى از حرکت باز ایستاد. عبدالجبار براى تفرج و سیاحت، گرد محله هاى کوفه بر آمد. از قضا به خرابه اى رسید. زنى را دید که در خرابه مى گردد و چیزى مى جوید. در گوشه مرغک مردارى (مرغ مرده) افتاده بود، آن را به زیر لباس کشید و رفت. عبدالجبار با خود گفت: «بى گمان این زن نیازمند است و نیاز خود را پنهان مى دارد.»

در پى زن رفت تا از حالش آگاه گردد. چون زن به خانه رسید، کودکان دور او را گرفتند که اى مادر! براى ما چه آورده اى که از گرسنگى هلاک شدیم!

مادر گفت: «عزیزان من! غم مخورید که برایتان مرغکى آورده ام و هم اکنون آن را بریان مى کنم.»

عبد الجبار که این را شنید، گریست و از همسایگان احوال وى را باز پرسید. گفتند: «سیده اى است، زن عبدالله بن زیاد علوى، که شوهرش را حجاج ملعون کشته است. او کودکان یتیم دارد و بزرگوارى خاندان رسالت نمى گذارد که از کسى چیزى طلب کند.»

عبدالجبار با خود گفت: «اگر حج مى خواهى، این جاست.» بى درنگ آن هزار دینار را از میان باز کرد و به زن داد.

عبد الجبار آن سال به ناچار در کوفه ماند و حج نرفت و به سقایى مشغول شد. هنگامى که حاجیان از مکه باز گشتند، وى به پیشواز آنها رفت. مردى در پیش قافله بر شترى نشسته بود و مى آمد. چون چشمش بر عبد الجبار افتاد، خود را از شتر به زیر آورد و گفت: «اى جوانمرد! از آن روزى که در سرزمین عرفات، ده هزار دینار به من وام داده اى، تو را مى جویم. اکنون بیا و ده هزار دینارت را بستان!»

عبد الجبار، دینارها را گرفت و حیران ماند و خواست که از آن شخص حقیقت حال را بپرسد که وى به میان جمعیت رفت و از نظرش ناپدید شد. 

عبدالجبار حیران در این داستان مانده بود که در این هنگام آوازى شنید:

«اى عبد الجبار! هزار دینارت را ده هزار دادیم و فرشته اى به صورت تو آفریدیم که برایت حج گزارد و تا زنده باشى هر سال حجى در پرونده عملت مى نویسیم، تا بدانى که هیچ نیکوکارى بر درگاه ما تباه نمى گردد، انا لا نضیع اجر من احسن عملا.


🌺اللهم عجل الولیک الفرج🌺

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~


۶ ۳

مـــــردتـریـن مـردان عـالـم روزت مبـارک

🌺💞🌺💞🌺

سلام مهدی جانم 

اربابم ، صاحبم ، پدرم 

مـــــردتـریـن مـردان عـالـم روزت مبـارک


💞💞مـولا جــان💞💞


(اللهم عجل لولیک الفرج)


۶ ۵

ای پدر هستی روزت مبارک

«عید» ما دیدن رخسار مه توست بیا

عالمی چشـم بـه راه سپه توست بیا


«تو که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد»

حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد


#ای پدرهستی روزت مبارک🌹🌹

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج


۳ ۵

میلادامام جوادمبارک

🌸✨🌸✨🌸✨🌸


هر کس به زمانه سر سپارد به «جواد» 

کــار دو جهــان وا بگــذارد به «جواد» 


از سـاحت«ثـامن الحُجَج»فیض بَـرَد 

از بس که«رضا»علاقه دارد به جواد


#میلاد_امام_جواد_ع_مبارک


۴ ۷

هیس ســاکت !

: : : هیس ســاکت ! : : :


: :فریادت را بی صدا کن 🎵


: :بغضت را نوش جان کن : :


: : و اشک هایت را پنهان :🎵 


: :اینجا هیچکس: : :


: : به فکر دیگری نیست


۳ ۵

سالتون امام زمانى

🌹

#شهادت یک واژه و راهِ ...

#تمام_نشدنی است ...

و آنقدر دست یافتنی است که هرکس می تواند، آرزویش را داشته باشد و امیدش را هم به دل ، که حتما به آن دست خواهد یافت ...

و اما...هر آرزویی ... بهایی دارد ...

بعضی ها با پول به آرزوهایشان می رسند

و ما با #جان ...

و جان دادند ، #آدم_شدن می‌خواهد 

خالص و مخلص شدن می‌خواهد ...

سختی و درد کشیدن می خواهد !

و همه ی اینها ...

#رفاقت با امام زمان را می‌خواهد!

و زیر قول ، نزدن هایمان را می خواهد !!

#با_امام_زمان_رفیق_بشویم؟!

و یک سال دیگر #شهادت ، به #تعویق افتاد ...


#سالتون_امام_زمانى ...



۳ ۲

👈آیا همسرم به من خیانت کرده است ؟

👈آیا همسرم به من خیانت کرده است ؟👇


مرد عرب نگران بود نزد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد...

عرض کرد: اکنون حدود دو سال است که خدا فرزند پسری به من داده است… من و همسرم هر دو سفید پوستیم ولی بچه ما سیاه به دنیا آمده است!!

در طول این دو سال نگران نبودم که این پسر فرزند من نباشد …اما ، کسی در دلم نگرانی ای ایجاد کرد و گفت:

همسرت به تو خیانت کرده است و این پسر ، پسر تو نیست چرا که همرنگ تو به دنیا نیامده است...

اکنون این فکر تمام وجودم راه فرا گرفته است که نکند همسرم به من خیانت کرده باشد و این پسر ، فرزند من نباشد!

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: به بیرون از مدینه برو !

آدرسی به او داده و فرمودند : در این محل جوانی مشغول به کار است و در حال ساختن خانه ای می باشد ، او را پیدا کن و فرزندت را کنار او رها کرده و نظاره گر باش ، اگر فرزندت به نزد او رفت بدان حلال زاده است اما اگر پسرت از آن جوان دوری کرد نطفه اش از تو نیست!

مرد چنین کرد ؛

بیرون از مدینه رفته و آدرسی را که پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) داده بودند پیدا کرد ، جوان را دید...

فرزندش را کنار او رها کرد و خود عقب رفت…

کودک کمی به مرد که در حال کار کردن بود نگاه کرد ، کمی اطراف او راه رفت و اطرافش را نگاه کرد ؛

مرد عرب ایستاده بود و از دور تماشا می کرد که کودک چه می کند ، در دلش غوغایی بود.

دید پسرکش گوشه پیراهن جوان را گرفت و تکان داد و دستهایش را باز کرد تا جوان او را بغل کند.

دید که جوان ، دست از کار شست و کودک را بغل کرد ،

از دور لبخند کودک و آن مرد جوان را دید ؛ دلش آرام گرفت ؛

به نزد جوان آمده و سلام کرد و کودک را خواست که از آغوش جوان بگیرد ، کودک خودش را به آغوش مرد جوان چسبانیده بود ، بالاخره پدر ، پسرش را گرفته و از مرد جوان عذر خواست و خداحافظی کرد.

به مدینه و مسجد پیامبر آمد و ماجرا را تعریف نمود ؛

رسول گرامی اسلام (سلام الله علیه و علی آله) , به او فرمودند : شک نکن که این پسر ، فرزند توست و ممکن است در اعقاب تو فردی سیاه بوده باشد که این فرزند به او تمایل پیدا کرده و نطفه به شکل او منعقد شده است؛


مرد عرب از رسول گرامی اسلام پرسید : یا رسول الله ! می شود آن جوان را به من معرفی کنید ؟

حضرت فرمودند : او برادر و عموزاده من علی بن ابیطالب (علیهما السلام) است ؛

سپس رو به مرد عرب فرمودند : کذِبَ  مَنْ زَعَمَ  اَنَّهُ وُلِدَ مِن حَلالٍ وَ هو یَبغِضُ عَلیًا

دروغ می گوید آن کس که می گوید حلال زاده است در حالی که  با علی (علیه السلام) دشمنی دارد .


📚 امالی صدوق، ص ۲۰٩



+ از خوندنش نهایت لذت و بردم فوق العاده بود ....

۶ ۵

قدم زدن

#دلتنگی

 آدم را به خیابان میکشد

دلتنگم؛ و مردم نمیفهمند

قدم زدن گاهی

از گریه کردن غم 

انگیز‌تر است…! 


#اهورافروزان


🎀❤

۳ ۳

روزگار /نقاشی

روزگارم را


   اگریک روز نقاشی کنم


        یک قفس 


            باخاطرات 


                 یک قناری میکشم


۲ ۲

آدم گاهی ...

آدم گاهی تهی می شود…

خالی می شود…!

دلش یک گوش می خواهد که فقط برایش حرف بزند….غُر بزند…

دلش می خواهد….زیر دوش آب ریز ریز برای خودش اشک بریزد…

دلش می خواهد….زیر باران ساعت ها قدم بزند و خیس شود…دلش می خواهد….برود….ولی نرسد….!!

دلش می خواهد….فقط به صدای باران گوش دهد…دلش می خواهد….ساعت ها بخار دهانش را نگاه کند…دلش می خواهد….چشمانش را ببندد….به هیچ چیز فکر نکند..دلش می خواهد….خودش را لوس کند…!

دلش یک آغوش اَمن می خواهد…!.

۶ ۳

چه بیایی چه نیایی...

گر بیایی دهمت جان و 

نیایی کُشدم غم...!

من که بایست بمیرم...!

چه بیایی

چه نیایی...

#سعدی

۲ ۵
بسم الله الرحمن الرحیم

وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ

بِأَبصـارِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ

و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ *

و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَـلَمین ۞


--------------------------------------

السلام علیک یابقیه الله فی ارضه

باعرض سلام خدمت همه ی شیعیان امیرالمومنین مولاعلی علیه السلام ،دربلاگفادوتاوبلاگ داشتم امایکی ازآنهاحذف شدودیگری بخش زیادی ازپستهای آن حذف شد

آدرس وبلاگم دربلاگفا

montazeralmahdi313.blogfa.com

مینویسم برای مردی که چهارگوشه ی قلبش شکسته است.(مهدی جان مرا ببخش که در تمام زندگی‌ام مراقب دل همه بودم الا دل شما)

ـــــــ۞۞۞___۞۞۞
__۞____۞_۞____۞
__۞______۞_____۞
___۞__یا مهدی __۞
_____۞_______۞
_______۞___۞
__________۞


--------------------------------------

خداوندا:
از تو می خواهم

👈نه مثل مختار بعداز واقعه!

👈نه مثل حربن ریاحی میان واقعه!

👈و نه مثل توابین بعد از واقعه!

👈بلکه مثل عباس (ع) درتمام واقعه!

👈مثل مسلم پیشتاز واقعه!

در رکاب کسی باشیم که به انتظارش ایستاده ایم!

سخن بی تو مگرجای شنیدن دارد

نفسم بی تو مگرنای دمیدن دارد!

علت کوری یعقوب نبی(ع) معلوم است

شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد!

--------------------------------------
هرگونه کپی برداری بدون ذکرمنبع شرعاحرام است.

--------------------------------------


این وبلاگ برای رضایت مولایم مهدی (عج) تنظیم شده است امید است که مورد تایید آن حضرت واقع شود.

نذرصاحب الزمان (عج)

اللهم عجل لولیک الفرج بحق زینب سلام الله علیها

بیمه ی اربابم مهــــــــــدی (عج)

1393/11/15

¸.•)´
(.•´
*´¨)
¸.•´¸.•*´¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•` *(`'•.¸(`'•.¸ ¸.•'´) ¸.•'´)

التمـــــــــاس دعــــــــای فرج دارم

(¸.•'´(¸.•'´ `'•.¸)`' •.¸)•.¸)`' •.¸)
¸.•´•.¸)`' •.¸)
( `•.¸
`•.¸ )
¸.•)´
(.•
نویسندگان
پیوندهای روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان