.

موضوعات و مفاهیم مهدویت - اوصاف قائم

درباره ی مقام شامخ و اوصاف و ویژگیهای امام عصر علیه السلام در روایات فراوان، نامهای گوناگونی دیده می شود که نوشتن همه ی آنها در یک جا و توضیح و دلیل انتخاب آن اوصاف و القاب جزوه ای جداگانه می طلبد. بیشترین اوصاف در ادعیّه و زیارات وارد شده است. در ذیل برخی اوصاف ذکر می شود:
حاصد فروغ الغی و الشقاق - طامس آثار الزیغ و الاهواء - قاطع حبایل الکذب و الافتراء - طالب بذحول الانبیاء و ابناء الانبیاء - طالب بدم المقتول بکربلاء - منصور علی من اعتدی علیه و افتری - فاتق کل رتق - محقق کل حق - مبطل کل باطل - محیی المؤمنین و مبیر الکافرین - مهدی الامم - سفینة النجاة - التقی - حافظ اسرار رب العالمین - معدن علوم النبویة - حجة الله فی ارضه - الرضی - باب الله و خازن کل علم - شاهد الله علی عباده - سبب المتصل بین الارض و السماء - حجة المعبود و کلمة المحمود - صاحب الصمصام - قاصم الشوکة المعتدین - منیر الحق - مؤمل لاحیاء الکتاب و حدوده - قائم بقسط الله - معز الاولیاء و مذل الاعداء - الزکی - دین المأثور - جامع الکلم - بقیة الله من الصفوة منتجبین - النقی - عین الله فی خلقه - عین الحیوة - قمرالزاهر - السیف الشاهر - صاحب الشرف - وتر الموتور - مؤلف شمل الصلاح و الرضا - عَلَم المنصوب - خلف السلف - وارث الانبیاء - العدل المشتهر - هادم ابنیة الشرک و النفاق - مُدَّخِرُ لتجدید الفرایض و السنن - مفرج الکرب و مزیل الهَمّ - نور الباهر - صدر الخلایق ذوالبَرّ و التَقوی - جامع الکلمة علی التقوی - متخیر لاعادة الملة و الشریعة - مبید اهل الفسوق و العصیان و الطغیان - الکتاب المسطور - فائز بامر الله - خالق الهامّ - شمس الظلام و بدر التمام - مستأصل اهل العناد و التضلیل و الالحاد - صاحب یوم الفتح و ناشر رایة الهدی - عین الله الناظره - وجه الله الذی الیه یتوجه الاولیاء - ربیع الانام- نضرة الایام - امنیة شایق یتمنّی من مؤمن و مؤمنة.

۰ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

موضوعات و مفاهیم مهدویت - انتظار فرج

انتظار به معنی آینده نگری، و به معنی ناراضی بودن از وضع موجود، و به راضی شدن از آینده ی بهتر، است و انتظار فرج یعنی آماده بودن برای ظهور امام زمان (عج) و تشکیل دولت حقّه ی آل محمّد صلی الله علیه و آله و سلّم و حکومت جهانی آخرین سفیر الهی، انتظار فرج یعنی مهیّا ساختن روح و جسم خود، برای روزی که با طلوع پیشوای غائب جهان، گشایش در کلیّه ی شئون زندگی بشریّت پدید می آید، روزی که تمام بدبختیها، ناکامیها، بیدادگریها و ظلمها از میان می رود. و فقر و تنگدستی، بیکاری و بیماری و بالاخره تمام مصائب و ناراحتیها یکباره و برای همیشه رخت از جان بر می بندد و به وسیله ی آن حضرت، حکومت عدل واحد جهانی در سراسر گیتی بر قرار می گردد، و برای چنین روزی باید خیلی انتظار کشید و امیدوار بود.
در همین رابطه امام صادق علیه السلام می فرماید:
«کسی که دوست دارد از یاران قائم (عج) باشد، باید در انتظار ظهور باشد، و حتماً باید کارهایش بر اساس تقوی، پاکی و اخلاق نیک باشد، چنین کسی منتظر امام (عج) است. در این راه بکوشید و آماده باشید، گوارا باد بر شما ای جوانمردان که رحمت خدا با شما است». («بحارالانوار»، ج 52، ص 140)
انتظار فرج امام عصر (عج) از برترین اعمال شمرده می شود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلّم در همین زمینه فرمود:
«اَفْضَلُ اَعْمالِ اُمَّتِی اِنْتِظارُ الْفَرَجِ مِنَ اللهِ عَزَّ وَجَلَ: بهترین و برترین اعمال امّت من انتظار فرج (مهدی موعود (عج)) از نزد خدای عزیز و جلیل است». (همان مدرک، ص 128)
همچنین امام صادق علیه السلام فرمود: «هر کس از شما، در حال انتظار ظهور حاکمیّت خدا درگذرد، مانند کسی است که در خدمت قائم (عج) باشد و در خیمه ی او... نه بلکه مانند کسی است که در رکاب قائم (عج) بجنگد، نه به خدا سوگند، بلکه مانند کسی است که در رکاب پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم شهید شده باشد». («بحارالانوار»، ج 52، ص 126)
و نیز امام علی علیه السلام فرمود:
«اِنتِظارُ الْفَرَج بِالصَّبرِ، عِبادَةٌ: چشم به راه فرج (رسیدن گشایش الهی) داشتن، با صبر و بردباری، عبادت است» (همان مدرک، ص 145)

۰ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

موضوعات و مفاهیم مهدویت - اصحاب قائم

یکی از مسائل غیر قابل انکار در پیروزی ها و حرکتهای انقلابی حضور مردم در صحنه است. مردم با رهبری و هدایت پیشوای خود می توانند به سر منزل مقصود برسند. همچنین تا زمانی که این حضور آگاهانه و قاطع و با امید و توکّل به خدا باشد، رهبر انقلاب با خیالی آسوده گام های پیروزی را سریعتر بر می دارد. در این رهگذر قیام جهانی مهدی موعود (عج) که جهان را به تکاپو واخواهد داشت، مستثنی از این قاعده و قانون کلّی نیست.
البتّه در قیام قائم (عج) هر کسی لیاقت این را ندارد که در زمره ی اصحاب آن حضرت قرار گیرد.
در روایات به وفور نامی از یک گروه 313 نفری به میان آمده است که این افراد از نژاد «عجم» هستند و برخی از آنها بدون وعده ی قبلی در مکّه به حضور امام قائم (عج) شرفیاب می گردند. («اثباة الهداة»، ج 7، ص 92)

ادامه مطلب ۱ نظر ۳ موافق ۰ مخالف

موضوعات و مفاهیم مهدویت - اسماء و القاب قائم

اسماء و القاب و کنیه های شریف حضرت مهدی (عج) که در قرآن مجید و سایر کتب آسمانی و اخبار اهلبیت علیه السلام و روایات و ادعیّه ذکر شده، فراوان است.
مرحوم حاج میرزا حسین طبرسی نوری در کتاب «نجم الثاقب»، در باب دوّم، به ثبت 182 اسم از آن بزرگوار، همّت گماشته است.
اسامی مذکور در خلال این کتاب و بر اساس حروف الفباء آمده است.

۱ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

موضوعات و مفاهیم مهدویت - احتجاج قائم با پیروان ادیان مختلف

مطابق روایات، امام قائم (عج) با معتقدان به ادیان مختلف، مناظره و احتجاج می کند و با توراتیان به تورات، با انجیلیان به انجیل، با صحفیان به صحف و با قرآنیان به قرآن و...، و همه ی آنها به حقّانیّت امام عصر (عج) پی می برند و سوگند یاد می کنند که تورات و انجیل و صحف و قرآن حقیقی همانست که امام (عج) به آنها نشان می دهد. سر انجام آنها به اسلام حقیقی می گروند. («بحارالانوار»، ج 52، ص 351)
در عین حال حضرت قائم (عج) با کمال قاطعیّت به کتاب (قرآن) عمل می کند و هر گونه منکرات را نابود می سازد. و برای برقراری حکومت جهانی قیام به شمشیر (نهضت نظامی) می کند، در حدّی که به فرموده ی امام صادق علیه السلام.
«وقتی که امام زمان (عج) قیام به شمشیر می کند (از منحرفان و طاغوتیان و توطئه گران) از هر هزار نفر، 999 نفر آنها را به هلاکت می رساند». («اثباة الهداة»، ج 7، ص 177)

۱ نظر ۰ موافق ۰ مخالف

موضوعات و مفاهیم مهدویت - احادیث مهدویت

نصوص مربوط به امام عصر (عج) از طریق شیعه و سنّی بسیار است و در کتابهای مختلف ذکر شده است، در اینجا فهرست برخی از آنها را که مؤلّف محترم «منتخب الاثر» در کتاب خود آورده، نقل می شود:
1- درباره ی این که امامان دوازده نفرند و اوّل آنها علی علیه السلام و آخر آنها مهدی (عج) است. 91 حدیث
2- احادیثی که به ظهور آن حضرت مژده می دهد. 657 حدیث
3- روایاتی که آن حضرت را از دودمان پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلّم می داند. 389 حدیث
4- روایاتی که می گوید: اسم و کنیه او مانند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم است. 48 حدیث
5- روایاتی که آن حضرت را از فرزندان امیرالمؤمنین علیه السلام می داند. 214 حدیث
6- روایاتی که آن حضرت را از فرزندان حضرت فاطمه سلام الله علیها می داند. 192 حدیث
7- روایاتی که آن حضرت را از فرزندان امام حسن علیه السلام می داند. 185 حدیث
8- روایاتی که آن حضرت را از فرزندان امام حسین علیه السلام می داند. 148 حدیث
9- روایاتی که آن حضرت را از فرزندان امام سجّاد علیه السلام می داند. 185 حدیث
10- روایاتی که آن حضرت را از فرزندان امام باقر علیه السلام می داند. 103 حدیث
11- روایاتی که آن حضرت را از فرزندان امام صادق علیه السلام می داند. 103 حدیث
12- روایاتی که آن حضرت را از فرزندان امام کاظم علیه السلام می داند. 101 حدیث
13- روایاتی که می گوید، او چهارمین فرزند امام رضا علیه السلام است. 95 حدیث
14- روایاتی که می گوید، او سوّمین فرزند امام جواد علیه السلام است. 90 حدیث
15- روایاتی که می گوید، او از فرزندان امام هادی علیه السلام است. 90 حدیث
16- روایاتی که می گوید، او فرزند امام حسن عسکری علیه السلام است. 146 حدیث
17- روایاتی که می گوید، اسم پدرش حسن علیه السلام است. 147 حدیث
18- روایاتی که می گوید، او جهان را از عدالت پر می کند. 123 حدیث
19- روایاتی که غیبت او را طولانی می داند. 91 حدیث
20- روایاتی که در رابطه با طول عمر آن حضرت می باشد. 318 حدیث
21- روایاتی که می گوید او امام دوازدهم و پایان بخش امامان است. 136 حدیث
22- روایاتی که می گوید دین اسلام به وسیله ی او جهانی می شود. 47 حدیث
23- روایاتی که درباره ی ولادت آن حضرت رسیده است. 214 حدیث
با توجّه به ارقام یاد شده و با اضافه ی 2515 روایت دیگر که پیرامون حضرت مهدی (عج) در منابع شیعه وارد شده، آشکار می گردد، روایتهایی که درباره ی آن حضرت رسیده، فوق حدّ تواتر (تواتر از «باب تفاعل»، یعنی: پی در پی آمدن. حدیثی را که به حدّ تواتر رسیده باشد متواتر گویند. حدّ تواتر چیست؟ هر حدیثی که در همه ی طبقات راویان (نسلهای روایتی و حدیثی)، راویانی متعدّد - میان 10 تا 20 راوی - و از جاهای مختلف، داشته باشد، به طوری که نتوان آن راویان را، به تبانی و کذب، منسوب داشت، به «حدّ تواتر» رسیده است و «متواتر» است. حدیث متواتر را می توان «حدیث ثابت و قطعی» خواند. («علم الحدیث؛ ص 144»)) است و در کمتر موضوعی از موضوعات دینی تا این حدّ روایت نقل شده است. (در کتاب منتخب الاثر، جمعاً 6207 حدیث، با ذکر مأخذ، از 154 کتاب معتبر سنّی و شیعه درباره ی مهدی موعود نقل شده است)

۱۰ نظر ۳ موافق ۰ مخالف

موضوعات و مفاهیم مهدویت - آثار و نتایج قیام قائم

هنگامی که حضرت قائم (عج) قیام کنند، جهان دگرگون خواهد شد، و از مسیر این دگرگونی و تحوّل آثار و نتایجی باقی خواهد ماند که ثمره ی دلنشین آن کام همگان را شیرین خواهد کرد.
از جمله ثمرات آن، می توان به این موارد اشاره کرد:
1- جهان بافروغ جمال آرایش منوّر گردد.
2- ثروت به طور مساوی تقسیم شود.
3- جهان در آسایش و آرامش بی نظیر قرار گیرد.
4- امّت اسلامی مجد و عظمت فوق العادّه ای پیدا کند.
5- همه ی بدعتهای جاهلی ریشه کن شود.
6- حسد و حیله از بین برود.
7- همه بی نیاز شوند و از پذیرش پول امتناع کنند.
8- همه ی شیعیان جهان از اقطار و اکناف جهان در اطراف شمع وجودش گرد آیند.
9- هر حقّی به صاحب حق بر گردد.
10- در روی زمین ویرانه ای نمی ماند جز اینکه آباد گردد و... (برای آگاهی بیشتر ر.ک به مقدّمه ی کتاب «او خواهد آمد»)

۰ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

موضوعات و مفاهیم مهدویت - ولایت فقیه

اندیشه سیاسی شیعه در عصر غیبت کبری با نظریه «ولایت فقیه» گره خورده است.
از نظر لغوی، «ولایت» مشتق از «و، ل، ی» است و به کسر و فتح «واو» استعمال می‏شود.
این کلمه بر معانی متعددی نظیر نصرت و یاوری، تصدّی امر غیر، و سلطه و سرپرستی، دلالت دارد. از میان این معانی متعدّد، معنای تصدی و سرپرستی و تصرّف در امر غیر، با آنچه از ولایت فقیه اراده می‏شود، تناسب بیشتری دارد. کسی که متصدّی و عهده‏ دار امر می‏شود، بر آن ولایت یافته و مولا و ولیّ آن امر محسوب می‏شود. بنابراین، کلمه ولایت و هم ریشه‏های آن (مانند ولیّ، تولیت، متولّی و والی) دلالت بر معنای سرپرستی، تدبیر و تصرف دارد. این گونه کلمات، معنای تصدّی و سرپرستی و اداره شئون فرد دیگر - مولا علیه - را افاده می‏کند و نشان می‏دهد که ولیّ و مولا سزاوارتر از دیگران در این تصرف و تصدی است و با وجود ولایت این مولی و ولیّ، دیگران فاقد حق تصرّف و تصدّی و سرپرستی در شئون آن فرد هستند. [1] .
در اصطلاح «زعیم و ولی فقیه» کسی است که عالم به سیاست‏های دینی و برقرار کننده عدالت اجتماعی در میان مردم باشد. طبق اخبار، او دژ اسلام و وارث پیامبران و جانشین پیامبر خدا و همچون پیامبران بنی ‏اسرائیل بوده، بهترین خلق خدا بعد از ائمه است. مجاری امور و احکام و دستورها، به دست او بوده و حاکم بر زمامداران است. [2] .

ادامه مطلب ۳ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

موضوعات و مفاهیم مهدویت - وکلای حضرت مهدی‏

یکی ‏ازتشکل‏های مهمی‏ که دردوران ائمه متأخر شکل گرفت، «تشکیلات وکالت» بود که ایشان جهت آماده کردن هرچه بیشتر مردم، برای تحمّل دوران غیبت حضرت مهدی‏ علیه السلام به وجود آوردند. ایشان هر چه بیشتر می‏کوشیدند تا از مواجهه مستقیم کم کرده، امور را به عهده افراد لایقی بگذارند.

این تشکیلات رسماً در زمان امام کاظم‏ علیه السلام به وجود آمد و در زمان حضرت مهدی به اوج خود رسید.

در زمان غیبت صغری این تشکیلات، به وسیله چهار تن (در طول هم) رهبری می‏شد؛ به این صورت که شیعیان از حضرت مهدی ‏علیه السلام در زمینه مسائل فقهی، مالی و حتی امور شخصی سؤال کردند، این پرسش‏ها از طریق نواب اربعه (سفرای حضرت) انجام می‏پذیرفت و پاسخ نیز بعد از مدتی کوتاه، به آنان داده می‏شد.

این نایبان نیز وکلایی در بسیاری از شهرهای اسلامی داشتند که با سرعتی فراوان، در آسان ساختن کارهای نایبان حضرت، انجام وظیفه می‏کردند. وکیلان، افرادی خوش‏رفتار، استوار در عقیده، ثابت قدم و معروف به زهد و تقوا و صلاح بودند. [1] .

این وکیلان بعد از نواب اربعه، عبارت بودند از:

1. احمد بن اسحاق (وکیل در قم)

2. محمدبن شاذان (نائب در نیشابور)

3. محمدبن حفص

4. محمدبن صالح همدانی (وکیل در همدان)

5. قاسم بن علا (وکیل در آذربایجان)

6. ابوالحسین محمدبن جعفر اسدی (وکیل در ری) [2] .

7. ابراهیم بن محمد همدانی

8. ابراهیم بن مهزیار (وکیل در اهواز)

9. محمدبن ابراهیم بن مهزیار

10. احمدبن حمزة بن یسع قمی

11. داوود بن قاسم بن اسحاق

12. محمدبن علی بن بلال

13. ابومحمد وجنائی

14. عبداللّه بن ابی غائم قزوینی

15. حسین بن علی بزوفری

16. احمدبن هلال عبرتائی

17. حاجزبن یزید ملقب به وشاء وکیل در بغداد [3] .

البته سه تن از این افراد - محمدبن علی بن بلال، محمدبن صالح همدانی و احمدبن هلال - منحرف و از وکالت امام ‏علیه السلام عزل شدند!

وکیلان در کنار نواب اربعه (سفیران) ایفای نقش می‏کردند. بخشی از تفاوت‏های اینان و نایبان چهارگانه، عبارت بود از:

1. نواب اربعه «نایب خاصّ» بودند و «سفیر» خوانده می‏شدند. دیگران نیابت یا وکالت داشتند؛ اما از عنوان «سفارت» بهره نمی‏بردند.

2. نواب اربعه با امام‏علیه السلام ارتباط مستقیم داشتند؛ اما وکلای امام‏علیه السلام به واسطه نوّاب اربعه با امام مرتبط بودند.

3. مسؤولیت نوّاب اربعه از نظر جغرافیایی فراگیر بود؛ اما سایر وکیلان هر یک در منطقه ‏ای خاصّ فعالیت می‏کردند. [4] .

4. نواب اربعه مسؤولیت هدایت همگانی و نیابت عام و مطلق و فراگیر داشتند؛ یعنی، به بیان احکام، شرح و تفسیر احکام و قرآن کریم، تبیین دین، سرپرستی ایتام و وقف، اجرای حدود، رسیدگی به شیعیان، جمع‏ آوری خمس و زکات و... می‏پرداختند؛ ولی دیگر نایبان و وکیلان تنها مسؤولیت مشخصی داشتند و نیابتشان خاصّ بود؛ برای مثال برخی از آنان در اخذ وجوه شرعی وکیل بودند و گروهی در سرپرستی وقف یا ایتام انجام وظیفه می‏کردند.

پی نوشت ها:

[1] امام مهدی از ولادت تا ظهور، ص 236.

[2] کتاب الغیبة، ص 415، ح 391؛ کمال ‏الدین، ح 2، باب 16 و43.

[3] ر.ک: رجال کشی، کمال الدین و تمام النعمة، کتاب الغیبة.

[4] ر.ک: تاریخ الغیبة الصغری، ص 609.

۱ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

موضوعات و مفاهیم مهدویت - وقت معلوم

عبارت «وقت معلوم» یک بار در آیه 38 سوره «حجر» و بار دیگر در سوره «ص» آیه 81 به کار رفته است. آن هنگام که ابلیس مأمور به سجده بر آدم شد؛ ولی سجده نکرد، خداوند فرمود: «ای ابلیس! چه چیز مانع تو از سجده کردن بر مخلوقی که با قدرت خود او را آفریدم گردید؟ آیا تکبر کردی. یا از برترین‏ها بودی؟ گفت: من از او بهترم! مرا از آتش آفریده‏ای و او را از گل! فرمود: از آسمان‏ها [و از صفوف فرشتگان] خارج شو که تو رانده درگاه منی! و مسلماً لعنت من بر تو تا روز قیامت خواهد بود. عرض کرد: پروردگار من! مرا تا روزی که انسانها برانگیخته می‏شوند، مهلت ده. فرمود تو از مهلت داده شدگانی؛ ولی تا روز و زمان معینی». [1] .
ابلیس هنگامی که خود را رانده درگاه خدا دید و احساس کرد که آفرینش انسان سبب بدبختی او شده، آتش کینه در دلش شعله‏ ور گشت و خواست انتقام خویش را از فرزندان آدم بگیرد.
البته مقصد اصلی خود او بود - نه آدم و نه فرمان خدا - ولی غرور و خودخواهی توأم با لجاجتش اجازه نمی‏داد این واقعیت را درک کند. از این رو عرض کرد: پروردگارا! اکنون که چنین است مرا تا روز رستاخیز مهلت ده. این اجازه گرفتن برای این بود که به لجاجت، عناد، دشمنی و خیره سری خود ادامه دهد!
خداوند هم این خواسته او را پذیرفت و فرمود: مسلما تو از مهلت یافتگانی؛ ولی نه تا روز مبعوث شدن خلایق در رستاخیز، بلکه تا وقت و زمانی معین.
مفسّران در اینکه منظور از «یوم الوقت المعلوم» چه روزی است، احتمالات متعددی داده‏اند. برخی آن را پایان این جهان می‏دانند؛ چرا که در آن روز همه موجودات زنده می‏میرند، و تنها ذات خداوند می‏ماند. [2] .
گروهی احتمال داده‏اند: منظور از آن روز قیامت است؛ ولی این احتمال نه با ظاهر آیات مورد بحث می‏سازد - که لحن آن نشان می‏دهد با تمام خواسته او موافقت نشد - و نه با آیات دیگر قرآن که خبر از مرگ عموم زندگان در پایان این جهان می‏دهد.
این احتمال نیز وجود دارد که آیه یاد شده، اشاره به زمانی باشد که هیچ کس جز خدا نمی‏داند. [3] .
آنچه این عبارت را در بحث «مهدویّت» وارد ساخته؛ برخی روایاتی است که «یوم الوقت المعلوم» را دوران ظهور حضرت مهدی‏ علیه السلام دانسته است.
از وهب بن جمیع آزاد شده اسحاق بن عمار نقل شده که گفت: «از حضرت صادق‏علیه السلام درباره این گفته ابلیس پرسیدم که. پروردگارا پس مرا تا روزی که خلایق برانگیخته شوند، مهلت ده؛ خداوند فرمود: البته تو از مهلت داده شدگانی تا به روز و هنگام معیّن و معلوم» - آن چه روزی خواهد بود؟ فرمود: وقت معلوم روز قیام قائم آل محمد است. هرگاه خداوند او را برانگیزد... ابلیس می‏ آید، در حالی که بر زانوانش راه می‏رود و می‏گوید: ای وای از این روزگار! آن گاه از پیشانی‏اش گرفته شده، گردنش زده می‏شود. آن هنگام روز وقت معلوم است که مدت او به پایان می‏رسد». [4] .
بعید نیست مقصود از روایت، این باشد که با روشن شدن حقایق در عصر ظهور و رشد بسیار بالای عقلانی انسان‏ها در آن عصر، دیگر مجالی برای اغوای شیطان باقی نخواهد ماند و عملاً خلع سلاح و نابود می‏گردد و این پایان مهلت او است. [5] .

پی نوشت ها:
[1] ص (38)، آیات 81 - 75.
[2] قصص (28)، آیه 88.
[3] تفسیر نمونه، ج 19، ص 343.
[4] دلائل الامامة، ص 240.
[5] ر.ک: کمال‏ الدین، ج 2، ص 42، ح 5؛ الثاقب فی المناقب، ص 310؛ دلائل الامامة، ص 246؛ اثبات الوصیة، ص 15.

۳ نظر ۳ موافق ۰ مخالف

موضوعات و مفاهیم مهدویت - وقت ظهور

در فرهنگ «مهدویّت» یکی از موضوعات مهم و مورد توجّه، مسأله «وقت ظهور» است؛ به گونه ‏ای که حتی سال‏ها قبل از ولادت حضرت مهدی‏ علیه السلام، درباره آن از معصومین ‏علیهم السلام پرسش می‏شد. [1] .
ائمه معصومین‏ علیهم السلام نیز همواره مسائل مربوط به حضرت مهدی ‏علیه السلام - به ویژه زمان ظهور آن حضرت - را از اسرار الهی دانسته و وقت‏گذاران را تکذیب کرده ‏اند.

ادامه مطلب ۶ نظر ۳ موافق ۰ مخالف

سر تا به پای غرق گناه و ضلالتم آقــــــا ....

یا مهـــــــــــــــــدی جان...مولای مهربانم....

شاهـد دلتنگی هایم....

با کدامین قلـــــــم نام تو را بنویسم؟!
با کدامین صــــــدا تو را بخوانم؟!
با کدامین آبــــــرو صدایت کنم؟!
با چه نوایــــــی استغاثه کنم؟!
با چه رویــــــی نگاهت کنم؟!
نامه اعمالـــــم را می خوانی شرمنــــــده ام...........
لطـــف می کنی شرمنـــــــده ام............
نگاهـــــــم می کنی شرمنــــده ام.........
گر نگاهـــــم نکنی هم شرمنـــــده ام.......
تو برای ما آمــــده ای و ما ..........
باید تو را طلبــــــــــ کنیم اما ..........
نمی دانم چه بگویم ؟؟؟؟؟
نیازی نیست تو همـــــه را می دانی
هر آنچه گفتــــه ام و نگفتـــــه ام
هر آنچه نوشتـــــه ام و ننوشتــــــه ام
هر آنچه کــــرده ایم و نکـــــرده ایم
آه چقدر اشکـــــــــ ریختن برای تو لـــذت دارد...
اشکــــــی که بدون صدا باشد...
فقط قطـــــــرات داغ اشک بر روی گونـــه ام بچکد...
چه حس عجیی ؟!!!!!!
گویی تــــو را می بینـــــم و اشکــــــــ می ریزم.......


در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست

 اگر قبـــــول تو افتـــــد فــــدای چشــم سیاهت
                                                      

کی می شود به حالِ خرابـــمـ دعا کنی؟

نام مرا میان قنوتی صدا کنی؟

 عمری است کوچه گرد دیار محبتــم 

شاید دلتـــــ بسوزد و شاید و عطــا کنی

با درد هم نشینـم و با غصه هم دمـــم 

 شافی تویی  شود که مرا هم دوا کنی؟

خواهم که جان دهم به رکابت امیر عشــــــق

آیا شود که حاجتــــــــــ من را روا کنی؟

سر تا به پای غرق گناه و ضلالتم آقــــــا تویی که با بدیـــم ، خوب تاکنی

ای زائر شکستـــــه دل شهر غصه ها

کی می شود که قسمت من کربلا کنی؟؟؟

۹ نظر ۳ موافق ۰ مخالف

موضوعات و مفاهیم مهدویت - نیابت عام

پس از پایان یافتن دوران غیبت صغری و نیابت خاصه و با آغاز «غیبت کبری» هدایت شیعیان تحت عنوان «نیابت عامّه» از طرف حضرت مهدی‏ علیه السلام به خود شکل گرفت. به این صورت که امام ‏علیه السلام ضابطه‏ ای کلی و صفات و مشخصاتی عام به دست داد که در هر عصر، فرد شاخصی که آن ضابطه - از هر جهت و در همه ابعاد - بر او صدق کند، نایب امام شناخته شود و به نیابت از او در امر دین و دنیا، ولی جامعه باشد. سخنش سخن امام و اطاعتش واجب و مخالفش حرام خواهد بود. در این باره دلایل فراوانی نقل شده است؛ از جمله:
1. اسحاق بن یعقوب درباره تکلیف شیعیان در غیبت کبری از امام مهدی‏ علیه السلام سؤال کرد و توقیع ذیل در پاسخ او صادر گردید: «... وَاَمَّا الْحَوادِثُ الوقِعَةُ فَارجِعُوا فیها اِلی رُواةِ حَدیثِنا فَاِنَّهُمْ حُجَّتی عَلیکُمْ وَاَنَا حُجةُ اللهِ علیهم»؛ [1] «در پیشامدهایی ‏که برای شما رخ‏ می‏دهد، باید به راویان اخبار ما (علما) رجوع کنید، ایشان حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدایم».
2. امام‏ حسن‏ عسکری‏ علیه السلام درباره علما فرموده است: «... وَاَمّا مَنْ کانَ مِنَ الفُقَهاءِ صَائِنا لِنَفْسِهِ حافِظاً لِدینِهِ مُخالِفاً لِهَواهُ مُطیعاً لِاَمرِ مَولاهُ فَلِلْعَوامِ اَنْ یُقَلِّدُوهُ...»؛ [2] «هر یک از فقها که بر نفس خود مسلّط باشند و دین خود را حفظ کنند و با هوای نفس خود مخالفت ورزد و امر خدا را اطاعت کند، بر همگان واجب است که از او تقلید نمایند».
3. کلینی، صدوق و طوسی روایتی را - که معروف به «مقبوله عمربن حنظله» است - از امام صادق ‏علیه السلام به مضمون ذیل نقل کرده‏اند: «... مَنْ کانَ مِنکُمْ مِمَّنْ قَدْ رَوَی حَدیثَنا ونَظَرَ فی حَلالِنا وَحَرامِنا وعَرَفَ اَحْکامَنا فَلْیَرْضَوا بِهِ حَکَماً فَاِنّی قد جَعَلتُهُ عَلَیْکُم حاکماً...»؛ [3] «... هر کدام از شما که حدیث ما را روایت کند و در حلال و حرام ما صاحب نظر باشد و احکام ما را بداند، او را به حکومت برگزینند که من او را بر شما حاکم قرار دادم...».
4. پیغمبر اکرم‏ صلی الله علیه وآله فرمود: «عُلَماءُ اُمَّتی کَاَنبیاءِ بَنی اِسرائیل»؛ [4] یعنی، همان طور که انبیای بنی اسرائیل حافظ دین موسی بودند و اطاعت آنان بر بنی اسرائیل واجب بود، علمای اسلام نیز حافظ دین پیغمبراند و اطاعت از آنان دراحکام شرع واجب است.
امام عسکری‏ علیه السلام از پدر بزرگوارش
نقل‏ کرده ‏که فرمود: «لَولامَنْ‏یَبقی بَعدَ غَیبَةِ قائِمِکُم‏علیه السلام مِنَ العُلَماءِ الدّاعین اِلَیهِ وَالدّالین عَلَیهِ وَالذّابّین عَنْ دینِهِ بِحُجَجِ اللَّهِ وَالمُنقِذینَ لِضُعَفاءِ عِبادِ اللّهِ مِنْ شُبَّاکِ اِبلیس وَمَرَدَتِهِ وَمِنْ فخاح النَّواصِبِ لَما بَقِیَ اَحَدٌ اِلاَّ اِرْتَدَّ عَنْ دینِ‏اللهِ وِلکِنَّهُم الذینَ یمسِکُونَ ازمة قُلوبِ ضُعفاءِ الشیعةِ کَما یُمسِکُ صاحِب السَّفینَةِ سُکّانها اُولئکَ هُم الاَفضَلُونَ عِندَاللهِ عَزَّوَجَلَّ» [5] ؛ «اگر نبود دانشمندانی که بعد از غیبت قائم شما به سوی او دعوت می‏کنند و به سوی او رهنمون می‏شوند و از دین او دفاع می‏کنند و بندگان ناتوان را از دام‏های شیطان و مریدهای شیطانی نجات می‏دهند، احدی باقی نمی‏ماند جز اینکه از دین خدا مرتد می‏شدند، ولی این دانشمندان، زمام دل ضعفا را به دست می‏گیرند، همان‏گونه که ملوان‏ها زمام کشتی را به دست می‏گیرند و سرنشین‏های کشتی را از خطر مرگ حفظ می‏کنند. اینها در نزد خدای - تبارک و تعالی - برترین هستند.
به راستی همین نایبان عام حضرت مهدی ‏علیه السلام هستند که در طول غیبت کبری، دین مقدس اسلام را از انحراف حفظ نموده، مسائل مورد نیاز را برای مسلمانان بیان کرده‏اند و دل‏های شیعیان را بر اساس عقاید صحیح، استوار ساخته‏اند.
به راستی تمامی موفقیت‏ها و پیروزی‏های مختلف، با مجاهدت و تلاش خستگی‏ ناپذیر محدثان و فقیهان شیعه - از اواخر غیبت صغری تا به امروز - بوده و حیات و نشاط و پویایی تشیّع را تضمین نموده است.

پی نوشت ها:
[1] کتاب الغیبة، ص 290، ح 247؛ کمال‏الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 483، باب 45، ح 4.
[2] وسائل الشیعة، ج 27، ص 131، ح 33401.
[3] الکافی، ج 1، ص 67، ح 10؛ التهذیب، ج 6، ص 218، ح 6.
[4] مستدرک الوسائل، ج 17، ص 320.
[5] الاحتجاج، ج 1، ص 18 و ج 2، ص 455؛ منتخب الاثر، ص 223.

۷ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

موضوعات و مفاهیم مهدویت - نیابت خاص

نیابت خاصّ، آن است که امام شخص معیّن و مشخصی را نایب خود قرار دهد و به اسم و رسم او را معرفی کند؛ همان طوری که امام حسن عسکری‏علیه السلام این کار را انجام داد و فرمود: «اَلعَمْرِیُّ وَاِبنُهُ ثِقَتانِ فَما اَدَّیا اِلَیْکَ عَنّی فَعَنّی یُؤَدِّیانِ وَ ما قالا لَکَ فَعَنی یَقُولان»؛ [1] «عمری و پسرش (عثمان بن سعید، نائب اوّل و محمدبن عثمان نائب دوم) مورد اعتماد هستند، هر چه آنان به تو برسانند، از من می‏رسانند و آنچه به تو بگویند از جانب من می‏گویند».
و در جای دیگر فرمود: «وَاشْهَدُوا عَلی اَنَّ عُثمانَ بنِ سَعیدِ العَمْرِیّ وَکیلی وَاَنَّ اِبْنَهُ مُحَمَّداً وَکیلُ اِبْنیَ مَهْدِیِّکُمْ» [2] ؛ «گواه و شاهد باشید که عثمان‏بن سعید عمری (نایب‏اول) وکیل‏من‏وفرزندش محمدبن عثمان (نایب دوم) وکیل فرزند من مهدی‏شما است».
حضرت حجةبن الحسن المهدی‏علیه السلام، نایبان بعد از عثمان بن سعید (نایب اوّل) را به وسیله نایب قبلش معیّن می‏کرد و به مردم معرفی می‏نمود. [3] .
نیابت و سفارت حضرت مهدی‏علیه السلام در دوران غیبت صغری، از پست‏ها و مسؤولیت‏های بسیار خطیر و پر اهمیت شناخته شده است. این مقام والا، تنها برازنده کسی است که کران تا کران وجودش از ویژگی‏ها و ارزش‏های آراسته باشد؛ چون: ایمان خلل‏ناپذیر، امانت‏داری به مفهوم واقعی آن، تقوا پیشگی و پرهیزکاری، راز داری و پوشیده داشتن اموری که باید نهان بماند، دخالت ندادن رأی و نظر شخصی خویش در امور مخصوص به آن حضرت، اجرای دستورات و تعلیمات رسیده از جانب مقام والای امامت و ولایت راستین و... .
روشن است که «نیابت خاصّ» آن حضرت، از «نیابت عام» - که مجتهد جامع شرایط از آن برخوردار است - مسؤولیتی بس برتر و خطیر است؛ گرچه در دوّمی نیز اجتهاد به مفهوم حقیقی کلمه، همراه ویژگی‏های دیگر ضروری است؛ مانند: عدالت در میدان عمل، مخالفت واقعی با هوای نفس، التزام و تمسّک خالصانه به معیارها و موازین شرعی در ابعاد گوناگون حیات، پروا پیشگی، درست اندیشی، ژرف نگری، شناخت عمیق و... .
در نیابت خاصّ - بر خلاف نیابت عام - حضرت اشخاص معیّن و مشخصی را نایب خود قرار داده و به اسم و رسم آنان را معرفی کرده است.
اگرچه در نیابت خاصّ ویژگی‏هایی مد نظر بود، ولی آنچه در درجه اهمیّت ویژه‏ای بود سرّ نگه‏داری نواب خاصّ بود.
شیخ در کتاب الغیبة نوشته است: عده‏ای از ابوسهل نوبختی پرسیدند: چطور شد که امر «نیابت» به ابوالقاسم حسین بن روح واگذار شد، ولی به تو واگذار نگردید؟ او پاسخ داد: آنان (ائمه اطهارعلیهم السلام) بهتر از هر کس می‏دانند چه کسی را به این مقام برگزینند. من آدمی هستم که با دشمنان رفت و آمد دارم و با ایشان مناظره می‏کنم. اگر آنچه را که ابوالقاسم بن روح درباره امام می‏داند، می‏دانستم؛ شاید در بحث‏هایم با دشمنان و جدال با آنان، می‏کوشیدم تا دلایل بنیادی را بر وجود امام‏علیه السلام ارائه دهم و در نتیجه محل اقامت او را آشکار سازم! اما اگر ابوالقاسم امام را در زیر جامه خود پنهان کرده باشد، و بدنش را با قیچی قطعه قطعه کنند تا او را نشان دهد، هرگز چنین نخواهد کرد». [4] .

اهداف نیابت خاصّ:
نمایندگی و نیابت امام زمان‏علیه السلام، دو هدف اساسی داشت:
یک. آماده کردن اذهان عمومی برای «غیبت کبری» و عادت دادن تدریجی مردم به پنهان زیستی امام‏علیه السلام و جلوگیری از غافلگیر شدن در موضوع غیبت.
اگر امام مهدی‏علیه السلام به طور ناگهانی غیبت می‏کرد، چه بسا موجب انکار مطلق وجود آن حضرت و انحراف افکار عمومی می‏شد. نمایندگان خاصّ امام زمان‏علیه السلام در دوران غیبت صغری، به این هدف و غرض نایل آمدند و افکار و اذهان عمومی برای «غیبت کبری» آماده ساختند.
دو. رهبری دوستداران و طرفداران امام زمان‏علیه السلام و حفظ مصالح اجتماعی شیعیان.
خلأ و کمبودی که از ناحیه عدم حضور و فقدان امام‏علیه السلام در اجتماع شیعیان پیدا شده بود، پر شد و امام زمان‏علیه السلام توانست به وسیله نایبان خاصّ رهبری خویش را در جامعه اعمال کند و خسارت‏های ناشی از عدم حضور مستقیم خود را جبران نموده و مصالح اجتماع آن زمان و دوستداران را - در سخت‏ترین و پیچیده‏ترین شرایط اجتماعی و سیاسی - حفظ کند و نگذارد شیعیان منحرف شده و متلاشی گردند. [5] .

پی نوشت ها:
[1] الکافی، ج 1، ص 329، ح 1؛ کتاب الغیبة، ص 243، ص 360.
[2] کتاب الغیبة، ص 355.
[3] ر.ک: پژوهشی پیرامون زندگانی نواب خاصّ امام زمان‏علیه السلام، ص 34.
[4] کتاب الغیبة، ص 391، ح 358.
[5] تاریخ الغیبة الصُغری، ص 426.

۷ نظر ۲ موافق ۰ مخالف

مهدی جانم شکستم …

یا مهدی فاطمه


ستـاره ی من…!


تقدیم به شما آقا جان


ساده و کوتاه تنها همین ۳ کلمه :

 

برگرد ،    غمگینم ،   شکستم …

۱۲ نظر ۶ موافق ۰ مخالف

الهی بمیرم مهدی جونم.......

امام علی (ع) :

« صاحــــــبُ هــــــذا الأمـــــرِ الشَّریـــــدُ الطَّریـــــدُ الفَریـــدُ الوَحیـــــــد. »

(امام مهدی عج ) عهده دار امر ( نجات انسان ها ) همـان رانــدۀ آوارۀ بی کـس تنهـــــاست.

                                                                                      بحارالانوار 120/51

۴ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

موضوعات و مفاهیم مهدویت - مهدی شخصی و مهدی نوعی

مقصود از مهدی شخصی، آن است که حضرتش فردی معین، زنده، موجود و شناخته شده از نظر تبار و خاندان و شخص است.
مقصود از مهدی نوعی، آن است که فردی است نامعین که در زمانی مناسب زاده خواهد شد و قیام کرده، جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد. و آن مفهومی است کلی که یک مصداق دارد و بس.
از نظر منطق و برهان، «نوعی بودن مهدی» باطل و نادرست است؛ چرا که نقض غرض از قیام مهدی می‏شود؛ زیرا غرض از قیام او پرکردن جهان از عدل و داد است؛ ولی نوعی بودن مهدی، جهان را از ظلم و ستم پر خواهد کرد. در این صورت هر قدرتمند دروغ گویی می‏تواند این جامه را در بر کرده و ادعا کند که من مهدی هستم و به نام اقامه عدل، به جهانگیری پردازد. پس مدعیان مهدویّت بسیار خواهد شد و در هر زمانی و در هر سرزمینی، ممکن است چند تن ادعای مهدی بودن کنند و ساده دلان و نادانانی گرداگردشان جمع شوند و به ظلم و ستم بپردازند. جنگ، سراسر جهان را فرا گیرد و عالم از خونریزی و فتنه و آشوب، آکنده گردد.
بالاتر از این، ظلم و ستم، به نام عدل و داد به خورد جهانیان داده شود!
بنابراین، وجود مهدی نوعی، از نظر اجتماعی محال است.
از طرفی وعده ‏های قرآن و انبیا نیز باطل و دروغ خواهد بود. عقل نیز این نظریه را باطل می‏ شمارد. همچنین وجود مهدی پس از ظهور قابل انکار و تردید است؛ چون دلیلی برای آنکه او مهدی موعود است، وجود ندارد.
در تاریخ اسلام، می‏بینیم که مدعیان مهدویت، بسیارآمدند ورفتند؛ولی‏ خون‏ها ریختند وظلمها وستمها برپا کردند!
پس بایستی، مهدی، شخص معینی باشد که شناختش برای خلق آسان باشد و اشتباهی در تشخیص او رخ ندهد.
مهدی نوعی، با اسلام منافات دارد؛ چون روایات متواتری وارد شده که آن حضرت، شخصی معیّن، موجود و زنده است. از طرفی مهدی نوعی مستلزم آن است که سال‏ها زمین خالی از حجّت باشد و این هم بر خلاف اصول و مبانی اسلام است. با این حال، مدعیان مهدویّت، همگی از میان مسلمانان برخاسته‏ اند؛ کسانی که از اصول و مبانی اسلام خبر نداشته اند و یا آگاه بوده و حقیقت را به مسلمانان نگفته ‏اند! [1] .
یکی از دانشمندان شیعه در این باره نوشته است:
«موضوع مهدی‏ علیه السلام نه اندیشه چشم به راه نشستن کسی است که باید زاده شود، و نه یک پیشگویی است که باید در انتظار مصداقش ماند؛ بلکه واقعیت استوار و فرد مشخصی است که خود نیز، در انتظار رسیدن هنگام فعالیتش به سر می‏برد. در میان ما - با گوشت و خون خویش - زندگی می‏کند؛ ما را می‏بیند و ما نیز او را می‏بینم. در فضای دردها، رنج‏ها و آرزوهای ما است و در اندوه و شادی ما شریک است، شکنجه ‏های آزردگان و تیره روزی ناکامان زمین و بیداد ستمگران را - دور یا نزدیک - می‏بیند و به انتظار لحظه ‏ای است که فرا رسد و دست پر توان خویش را سوی همه رنج کشیدگان، محرومان و سیه‏روزان دراز کند و طومار ستمگران را بریده و در هم پیچید.
البته تقدیر این رهبر منتظر، چنین است که خود را آشکار نسازد، با اینکه همراه با دیگران، لحظه موعود را انتظار می‏کشد، خود را به آنان ننمایاند.
... در احادیث نیز، پیوسته «انتظار فرج» و در خواست ظهور مهدی ‏علیه السلام ترغیب و توصیه شده است تا مؤمنان همواره چشم به راه او باشند. این تشویق، تحقق همان همبستگی روحی و وابستگی وجدانی منتظران ظهور و رهبرشان است. چنین بستگی و پیوندی، جز با اینکه مهدی‏ علیه السلام را هم اکنون انسانی تجسم یافته بشماریم، پدید نمی‏آید. تجسم یافتن مهدی ‏علیه السلام تحرک تازه‏ای به «فکر انتظار منجی» می‏بخشد و آن را از توانایی و آفرینندگی بیشتری برخوردار می‏کند. گذشته از آن، در انسانی که به طرد ستم‏ها پرداخته و رهبر منتظر خود را نیز هم درد، هم رنج، همسان و وابسته به خویش احساس می‏کند، نوعی مقاومت و شکیبایی - در برابر دردهایی که در اثر محرومیت به او رسیده - ایجاد می‏شود. [2] .

پی نوشت ها:
[1] راه مهدی ‏علیه السلام، ص 63 و 64.
[2] سید محمد باقر صدر، جستجو و گفتگو پیرامون امام مهدی ‏علیه السلام، ص 8 - 6.

۲ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

موضوعات و مفاهیم مهدویت - مرگ جاهلی

در روایات فراوانی وارد شده است: «هر کس از دنیا برود و امام زمان خود را نشناسد، به مرگ جاهلی از دنیا رفته». این روایات در مورد شناخت و معرفت تمامی ائمه ‏علیهم السلام صادق است؛ ولی در باره حضرت مهدی ‏علیه السلام به خصوص روایاتی وارد شده است.
درباره شناخت همه ائمه ‏علیهم السلام می‏توان به موارد ذیل اشاره کرد:
1. معاویة بن وهب گوید: «شنیدم که امام صادق ‏علیه السلام می‏فرماید: رسول خداصلی الله علیه وآله فرمود: «مَنْ ماتَ لا یَعرِفُ اِمامَهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلیَّةً» [1] ؛ «هر کس در حالی که امام خودش را نمی‏شناسد بمیرد، به مرگ جاهلیت مرده است».
2. یحیی بن عبداللّه گوید: «امام صادق ‏علیه السلام به من فرمود: ای یحیی بن عبداللّه هر که شبی را سپری کند که در آن شب امام خود را نشناسد (نداند امامش کیست)، به مرگی چون زمان جاهلیت از دنیا رفته است». [2] .
روایات دسته دوم - که در خصوص معرفت حضرت مهدی ‏علیه السلام ذکر شده - از این قرار است:
1. ابوعلی بن همام گوید: «از محمدبن عثمان عمری شنیدم که می‏گفت: از پدرم شنیدم که می‏گفت: من در حضور ابومحمد حسن بن علی ‏علیه السلام بودم از آن حضرت درباره این خبر که از پدران خود روایت کرده است (زمین تا روز قیامت از حجّت خداوند بر خلقش خالی نیست و هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد به مردن جاهلیت مرده است.) پرسیده شد؛ فرمود: به راستی این درست است؛ چنان که روز درست است. به او عرض شد: ای پسر رسول خداصلی الله علیه وآله؛ حجّت و امام بعد از شما کیست؟ فرمود: پسرم محمد. او است امام و حجّت بعد از من. هر کس بمیرد و او را نشناسد، به مردن جاهلیت مرده است». [3] .
2. نشناختن حضرت مهدی ‏علیه السلام، می‏تواند منجر به انکار آن حضرت شود؛ چنان که رسول گرامی اسلام ‏صلی الله علیه وآله انکار حضرت مهدی ‏علیه السلام در دوران غیبت را سخت مذمت نموده، می‏فرماید: «مَنْ اَنْکَرَ القائِمَ مِنْ وُلْدِی فِی زَمانِ غَیْبَتِهِ فَماتَ فَقَدْ ماتَ میتَةً جاهِلیَّةً» [4] ؛ «هر کس قائم از فرزندانم را در زمان غیبتش منکر باشد، به مرگ جاهلیت مرده است».
در مقابلِ روایات فوق، سخنانی از ائمه ‏علیهم السلام رسیده که پاداشی بس بزرگ برای کسانی که از امام زمان خود شناخت دارند، بیان نموده است.
حمران بن اعین از امام صادق ‏علیه السلام روایت کرده است: «اِعرِفْ اِمامَکَ فَاِذا عَرَفتَهُ لَمْ یَضُرَّکَ تَقَدَّمَ هَذا الاَمرُ اَمْ تَأَخَرَّ فَاِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ یَقُولُ: «یَومَ نَدعُوا کُلَّ اُناسٍ بِاِمامِهِم» [5] فَمَنْ عَرَفَ اِمامَهُ کانَ کَمَنْ هُوَ فِی فُسْطاطِ القائِمِ ‏علیه السلام» [6] ؛ «امام خود را بشناس؛ چون او را شناختی، دیگر تو را زیانی نخواهد رسید که این امر پیش افتد یا تأخیر کند؛ زیرا خدای تعالی می‏فرماید: «روزی که هر گروهی را با امامشان فرا می‏خوانیم». پس هر کس امام خود را شناخت، همانند کسی است که در خیمه قائم باشد».

پی نوشت ها:
[1] الغیبة، ص 129؛ کمال‏ الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 409، ح 9.
[2] همان، ص 127، ح 1.
[3] کمال ‏الدین، ج 2، ص 81، ح 8.
[4] کمال‏ الدین، ج 2، ص 412، ح 12.
[5] سوره اسراء (17)، آیه 71.
[6] الغیبة، ح 1، ص 331، ح 7؛ همچنین ر.ک: الکافی، ج 1، ص 371، کتاب الغیبة، ص 459.

۵ نظر ۱ موافق ۰ مخالف

من عودم مهدی جانم

۱۳ نظر ۴ موافق ۰ مخالف

گــدای مــهــدی مــنم ......

۱۷ نظر ۸ موافق ۰ مخالف
بسم الله الرحمن الرحیم

وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ

بِأَبصـارِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ

و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ *

و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَـلَمین ۞


--------------------------------------

السلام علیک یابقیه الله فی ارضه

باعرض سلام خدمت همه ی شیعیان امیرالمومنین مولاعلی علیه السلام ،دربلاگفادوتاوبلاگ داشتم امایکی ازآنهاحذف شدودیگری بخش زیادی ازپستهای آن حذف شد

آدرس وبلاگم دربلاگفا

montazeralmahdi313.blogfa.com

مینویسم برای مردی که چهارگوشه ی قلبش شکسته است.(مهدی جان مرا ببخش که در تمام زندگی‌ام مراقب دل همه بودم الا دل شما)

ـــــــ۞۞۞___۞۞۞
__۞____۞_۞____۞
__۞______۞_____۞
___۞__یا مهدی __۞
_____۞_______۞
_______۞___۞
__________۞


--------------------------------------

خداوندا:
از تو می خواهم

👈نه مثل مختار بعداز واقعه!

👈نه مثل حربن ریاحی میان واقعه!

👈و نه مثل توابین بعد از واقعه!

👈بلکه مثل عباس (ع) درتمام واقعه!

👈مثل مسلم پیشتاز واقعه!

در رکاب کسی باشیم که به انتظارش ایستاده ایم!

سخن بی تو مگرجای شنیدن دارد

نفسم بی تو مگرنای دمیدن دارد!

علت کوری یعقوب نبی(ع) معلوم است

شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد!

--------------------------------------
هرگونه کپی برداری بدون ذکرمنبع شرعاحرام است.

--------------------------------------


این وبلاگ برای رضایت مولایم مهدی (عج) تنظیم شده است امید است که مورد تایید آن حضرت واقع شود.

نذرصاحب الزمان (عج)

( تمامی ختم ها ازجمله ادعیه ،قرآن وزیارت از طرف مرحوم ذاکر (ره) وشهیدحاج محسن حسنی کارگر وآیت الله بهجت (ره) به محضر مولامهدی (عج) میباشد.)

اللهم عجل لولیک الفرج بحق زینب سلام الله علیها

بیمه ی اربابم مهــــــــــدی (عج)

1393/11/15

¸.•)´
(.•´
*´¨)
¸.•´¸.•*´¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•` *(`'•.¸(`'•.¸ ¸.•'´) ¸.•'´)

التمـــــــــاس دعــــــــای فرج دارم

(¸.•'´(¸.•'´ `'•.¸)`' •.¸)•.¸)`' •.¸)
¸.•´•.¸)`' •.¸)
( `•.¸
`•.¸ )
¸.•)´
(.•
پیوند ها
پیوند های روزانه
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان