پنجشنبه ۸ بهمن ۹۴
سلام برپسرحیدرکرار
عباس جان ،من گدای بی سروپا امشب اومدم درخونت میخوام بهت بگم اون قضیه ایی که خودت میدونی روقضاوت کن هرچی باشه قبول میکنم فقط بحق حسین جوابموبده به دستان تومن سپردم .....
کاش میگشتم فدای دست تو
تا نمیدیدم عزای دست تو
خیمههایِ ظهر عاشورا هنوز
تکیه دارد بر عصای دست تو
از درختِ سبزِ باغِ مصطفی
تا فتاده شاخههایِ دست تو
اشک میریزد ز چشم اهل دل
در عزای غمفزای دست تو
یک چمن گلهای سرخ نینوا
سبز میگردد به پایِ دست تو
در شگفتم از تو از دست خدا
چیست آیا خونبهای دست تو ؟؟؟