چهارشنبه ۲۷ آبان ۹۴
حجة الاسلام و المسلمین جناب آقای حاج شیخ اسد الله اسماعیلیان (ره) نقل کردند:
به اتفاق شیخی، از نجف اشرف به کربلای معلی رفتم وسیله ی حرکت ماشین هایی
بود که زوار را پس از زیارت به جای اول بر میگرداندند، وقتی وارد کربلا
شدیم شیخ گفت: من به زیارت حضرت امام حسین علیهالسلام میروم، و اما به
زیارت حضرت اباالفضل علیهالسلام وقت نمیرسد، شد شد نشد هم نشد چون آن
حضرت که امام نیست.
زمانی که وی از زیارت امام حسین علیهالسلام فارغ شد و آمد تا سوار ماشین
شود، ماشین از مسافرین پر شده و در حال حرکت بود عده ای از مسافران داخل
ماشین سوار بودند و عده ای هم بالای ماشین نشستند. باری، شیخ دستی به
نردبان زد که سوار شود، اما ماشین نایستاد و حرکت کرد و او نیز هر چه فریاد
زد، سودی نبخشید. شیخ با مشاهده ی این صحنه به طرف کربلا برگشت و گفت: یا
اباالفضل العباس علیهالسلام غلط کردم این دفعه دیگر از این بی ادبی ها
نمیکنم! اگر این دفعه به کربلا آمدم حتما به پابوس شما خواهم آمد.
اینجا بود که پس از لحظاتی ماشین توقف کرد و شیخ سوار آن گردید.
منبع:کرامات باب الحوایج (زندگانی حضرت ابوالفضل العباس و سی و چهار کرامت و عنایت آن حضرت) ؛ سید بشیر حسینی ؛ نسیم حیات صفحه