چهارشنبه ۲۷ آبان ۹۴
حجة الاسلام و المسلمین آقای حاج سید محمد محدث اشکوری در شب سوم ذی القعدة الحرام 1414 هـ ق نقل کرد که:
در سال 1347 شمسی در مسجد کاسه فروشان رشت در خدمت آیت الله آقای حاج سید
محمود ضیابری «قدس سره» بودم. شخصی به محضر آقای ضیابری آمد و گفت: من
ارمنی هستم و خدمت شما آمده ام که مسلمان بشوم اسم من را هم میخواهم
ابوالفضل بگذارید آقا فرمودند: به چه سبب این اسم را انتخاب کردی؟ گفت: من
ارمنی هستم و از تهران به طرف رشت با ماشین می آمدم. در جاده، ماشین من
ترمز برید و به طرف دره به حرکت در آمد هر چه پیشوایان خودمان را صدا زدم،
کمتر اثر دیدم. یک دفعه گفتم: ای ابوالفضل مسلمانها به دادم برس! بلافاصله
گویا ماشین در زمین میخکوب شد و از مرگ حتمی نجات پیدا کردم. حالا آمده ام
خدمت شما تا مسلمان بشوم و اسمم را هم ابوالفضل بگذارید.
منبع:کرامات باب الحوایج (زندگانی حضرت ابوالفضل العباس و سی و چهار کرامت و عنایت آن حضرت) ؛ سید بشیر حسینی ؛ نسیم حیات صفحه 79