سه شنبه ۲۶ آبان ۹۴
جناب آقای رضوی نقل میکند:
عمه ی محترمه ی حقیر، در یک سفر زیارتی از نجف اشرف به کربلای معلی یا
بالعکس مشرف میشده، که در بین راه هوا منقلب میشود و گرد و غبار زیادی
فضا را میگیرد. در همان حین، ماشینی از روبرو می آید و به اصطلاح با ماشین
آنها شاخ به شاخ میشود، به گونه ای که نزدیک بوده با یکدیگر تصادف
کنند، که ناگاه زوار صدا میزنند: یا اباالفضل العباس علیهالسلام. عمه ام
میگفت: دیدم آقایی بین دو ماشین پیدا شد که دست در بدن نداشت و با
شانه های مبارک خود مانع از تصادف ماشینها گردید پس از رفع خطر تصادف نیز،
آن آقای بی دست ناپدید شد. وی این را کرامتی از حضرت ابوالفضل علیهالسلام
میدانست که جان مسافرین را در آن لحظه ی حساس از خطر نجات داد.
منبع:کرامات باب الحوایج (زندگانی حضرت ابوالفضل العباس و سی و چهار کرامت
و عنایت آن حضرت) ؛ سید بشیر حسینی ؛ نسیم حیات صفحات 85 و 86