يكشنبه ۲۴ آبان ۹۴
محبت و علاقه زینب (س) از همان دوران کودکی، به امام حسین (ع) به قدری
سرشار بود، که نمی توان آن را وصف کرد. او همواره می خواست در کنار برادرش
حسین (ع) باشد و رخسار زیبای حسین (ع) را بنگرد، با او انس و الفت داشته
باشد.
این محبت عجیب و سرشار از مهر و خلوص، موجب تعجب حضرت زهرا (س) شد، راز
آن را نمی دانست، تا آنکه روزی این موضوع را با پدرش در میان گذاشت و
پرسید: «پدرجان! از محبتی که میان زینب (س) و حسین (ع) است، شگفت زده شده
ام، به طوری که زینب (س) لحظه ای بدون دیدار حسین (ع) قرار ندارد، اگر
ساعتی بوی حسین (ع) را استشمام نکند جانش به لب می رسد.» پیامبر (ص) با
شنیدن این سخن، دگرگون شد و اشک از چشمانش سرازیر گشت و آهی از سینه
پرسوزش بر کشید و خطاب به دخترش زهرا(س) فرمود: «ای نور چشمم! این دختر
همراه حسین (ع) به کربلا می رود، در رنجها و سختیهای مصایب حسین (ع) شریک
خواهد بود.»[1] .
پی نوشتها :
[1] ریاحین الشریعة ج 3 ص 41.
منبع : دویست داستان از فضایل، مصایب و کرامات حضرت زینب ؛ عباس عزیزی