شنبه ۲۳ آبان ۹۴
شیخ جعفر نقدی (ره) می نویسد:
«می گویم: و این حذلم بن کثیر (راوی این خبر) از فصحاء و سخنوران و نیکو
گفتاران عرب است که که از فصاحت و زبان آوری و نیکو گفتاری و از بلاغت و
رسایی سخن و مطابق اقتضای مقام و مناسب حال مخاطب سخن گفتن زینب تعجب نموده
و به شگفت آمده، و از براعت و برتری فضل و کمال و علم و دانش و شجاعت
ادبیه و دلاوری پسندیده آن مخدره، حیرت و سرگردانی او را فرا گرفته، به
طوری که نتواسته او را (به کسی) تشبیه و مانند نماید، مگر به پدرش سید و
مهتر هر بلیغ و فصیحی. پس (از این رو) گفته: «کانها تفرع عن لسان
امیرالمؤمنین»؛ یعنی گویا علیا حضرت زینب (س) (سخنانش را در کوفه) از زبان
امیرالمؤمنین (ع) قصد و آهنگ می نمود، و هر که درباره کربلا و در احوال و
سرگذشت های حسین (ع) کتابی نوشته، این خطبه و سخنرانی را نقل نموده است. و
حاحظ در کتاب خود «البیان و التبیین» آن را از خزیمة الاسدی روایت نموده که
خزیمه گفته: «زنان کوفه را در آن روز دیدم به پا ایستاده (برکشته شدگان در
کربلا) ندبه و زاری و شیون می نمودند، در حالی که گریبان ها (شان را) می
دریدند[1] .
پی نوشتها :
[1] زینب کبری، ص 153.
منبع : دویست داستان از فضایل، مصایب و کرامات حضرت زینب ؛ عباس عزیزی