فضائل و برتری های امیرالمومنین علیه السلام - فصاحت و بلاغت علی (ع)

اما الفصاحة فهو (علی علیه السلام) امام الفصحاء و سید البلغاء و عن کلامه قیل دون کلام الخالق و فوق کلام المخلوقین.
(ابن ابی الحدید)
نطق آدمی از نظر علم منطق فصل ممیز انسان از حیوانات دیگر است که خداوند بحکمت بالغه خویش آنرا وسیله امتیاز او قرار داده است چنانکه فرماید: خلق الانسان علمه البیان [1] .
گوهر نفس که حقیقت آدمی است با سخنوری تجلی کند و بقول سعدی:

تا مرد سخن نگفته باشد
عیب و هنرش نهفته باشد

و به همین جهت خود امام فرماید: المرء مخبوء تحت لسانه. یعنی مرد در زیر زبانش نهفته است، و هر قدر شیوائی و رسائی سخن بیشتر باشد تأثیرش در شنونده بطور مطلوب خواهد بود.

۱ ۱

شعر مدح حضرت امیرالمومنین علی (ع) - علی ظاهر علی باطن علی اول علی آخر

خدا میخواست تا آخر علی نقش آفرین باشد

بر این انگشتری نام علی نقش نگین باشد

علی ظاهر علی باطن علی اول علی آخر

خدا میخواست تا آخر یکی بالا نشین باشد

چه ذوقی میکند هر بار می بیند که در عالم

مقرر کرده تا حیدر امیرالمومنین (ع) باشد

علیٌ حُبهُ جنه ، امام الانس والجنه

فقط او میتواند شیعه را حبل المتین باشد

رکوعش میشود شان نزول آیه قرآن

فقط او میتواند بین مردم اینچنین باشد

علی نفس پیمبر بود و این چیز عجیبی نیست

محمد گر امین باشد ، علی روح الامین باشد


 شاعر: ایمان کریمی



۳ ۲

فضائل و برتری های امیرالمومنین علیه السلام - سخاوت و ایثار علی(ع)

اذا جادت الدنیا علیک فجد بها علی الناس طرا انها تتقلب فلا الجود یفنیها اذا هی اقبلت و لا البخل یبقیها اذا هی تذهب (علی علیه السلام)
سخاوت از طبع کریم خیزد و محبت و جاذبه را میان افراد اجتماع برقرار میسازد، شخص سخی هر عیبی داشته باشد در انظار عموم مورد محبت است.
علی علیه السلام در سخاوت مشهور و کعبه آمال مستمندان و بیچارگان بود هر کسی را فقر و نیازی میرسید دست حاجت پیش علی علیه السلام می‏برد و آنحضرت با نجابت و اصالتی که در فطرت او بود حاضر نمیشد آبروی سائل ریخته شود.
حارث حمدانی دست نیاز پیش علی علیه السلام برد، حضرت فرمود آیا مرا شایسته پرسش دانسته‏ ای؟
عرض کرد بلی یا امیر المؤمنین، علی علیه السلام فورا چراغ را خاموش کرد و گفت این عمل برای آن کردم که ترا در اظهار مطلب خفت و شکستی نباشد.
روزی مستمندی به علی علیه السلام وارد شد و وجهی تقاضا کرد، علی علیه السلام بعامل خود فرمود او را هزار دینار بدهد عامل پرسید از طلا باشد یا نقره؟ فرمود برای من فرقی ندارد هر کدام که بدرد حاجتمند بیشتر میخورد از آن بده.
معاویه که دشمن سرسخت آنحضرت بود روزی از یکی پرسید: از کجا می آئی؟
آن شخص از راه تملق گفت از پیش علی که بخیل‏ ترین مردم است! معاویه گفت وای بر تو از علی سخی‏تر کسی بدنیا نیامده است اگر او را انباری از کاه و انباری از طلا باشد طلا را زودتر از کاه میبخشد.
یکی از مباشران علی علیه السلام عوائد ملک او را پیش وی آورده بود آنحضرت فورا در آمد خود را بفقراء تقسیم نمود عصر آنروز همان شخص علی علیه السلام را دید که شمشیرش را میفروشد تا برای خانواده خود نانی تهیه کند.
علی علیه السلام هیچگاه سائل را رد نمیکرد و میفرمود: اگر من احساس کنم که کسی از من چیزی خواهد خواست پیش از اظهار او در اجابت دعوتش پیشدستی میکنم زیرا حقیقت جود نا خواسته بخشیدن است.
علی علیه السلام میفرمود حاجتمندان حاجت خود را روی کاغذ بنویسند تا خواری و انکسار سؤال در چهره آنها نمایان نشود. علی علیه السلام چهار درهم پول داشت یکی را در موقع شب انفاق نمود و یکی را در روز و یکدرهم آشکارا و یکدرهم در نهان آنگاه این آیه نازل شد که مفسرین شأن نزول آنرا در مورد انفاق آنحضرت نوشته ‏اند:
الذین ینفقون اموالهم باللیل و النهار سرا و علانیة فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف علیهم و لا هم یحزنون [1] .
کسانیکه اموال خود را در شب و روز، نهانی و آشکارا انفاق میکنند برای آنها نزد پروردگارشان پاداشی است و ترس و اندوهی بر آنها نباشد [2] .

۱ ۱

شعر مدح حضرت امیرالمومنین علی (ع) - ای تیر غمت....

باید که تو را حضرت منان بنویسد

در حد قلم نیست که قرآن بنویسد

هر دست گدایی که به سوی تو دراز است

مفهوم قنوتی است که در بین نماز است

سمت حرم توست دلم باز روانه

"ای تیر غمت را دل عشاق نشانه"

ایوان دلم خاک، طلایی بده مولا

قدری به من خسته بهایی بده مولا

۱۳ ۶

فضائل و برتری های امیرالمومنین علیه السلام - صبر و حلم علی (ع)

ان عضک الدهر فانتظر فرجا فانه نازل بمنتظره او مسک الضر و ابتلیت به فاصبر فان الرخاء فی اثره (علی علیه السلام)
صبر و حلم از صفات فاضله نفسانی است و از نظر علم النفس معرف علو همت و بلندی نظر و غلبه بر امیال درونی است و تسکین دردها و آلام روحی بوسیله صبر و شکیبائی انجام میگیرد.
صبر، تحمل شداید و نا ملایمات است و یا شکیبائی در انجام واجبات و یا تحمل بر خورداری از ارتکاب معاصی و محرمات است و در هر حال این صفت زینت آدمی است و هر کسی باید خود را بزیور صبر آراسته نماید.
علی علیه السلام از هر جهت صبور و شکیبا و حلیم بود زیرا رفتار او خود مبین حالات او بود حتی در جنگها نیز صبر و بردباری میکرد تا دشمن ابتداء بیشرمی و تجاوز را آشکار مینمود.
علی علیه السلام در حلم و بردباری بحد کمال بود و تا حریم دین و شرافت انسانی را در معرض تهاجم و تجاوز نمیدید صبر و حوصله بخرج میداد ولی در مقابل دفاع از حقیقت از هیچ حادثه‏ای رو گردان نبود. معاویه را نیز بحلم ستوده‏اند اما حلم معاویه تصنعی و ساختگی بوده و از روی سیاست و حیله ‏گری و برای حفظ منافع مادی بود در حالیکه حلم علی علیه السلام فضیلت اخلاقی محسوب شده و برای احیاء حق و پیشرفت دین و هدایت گمراهان بود.
در تمام غزوات پیغمبر صلی الله علیه و آله رنج و مشقت کارزار را تحمل نمود و از آن بزرگوار حمایت کرد و هر گونه سختی و ناراحتی را درباره اشاعه و ترویج دین با کمال خوشروئی پذیرفت.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله از فتنه‏ هائی که پس از رحلتش در امر خلافت بوجود آمد او را آگاه کرده بصبر و تحمل توصیه فرمود، علی علیه السلام نیز مصلحة برای حفظ ظاهر اسلام مدت 25 سال در نهایت سختی صبر نمود چنانکه فرماید: فصبرت و فی العین قذی و فی الحلق شجی. یعنی من مانند کسی صبر کردم که گوئی خاری در چشمش خلیده و استخوانی در گلویش گیر کرده باشد.
علی علیه السلام برای استرداد حق خویش قدرت داشت ولی برای حفظ دین مأمور بصبر بود و این بزرگترین مصیبت و مظلومیتی است که هیچکس را جز خود او یارای تحمل آن نیست! میفرماید (بارها تصمیم گرفتم که یک تنه با این قوم ستمگر بجنگ برخیزم و حق خود باز ستانم ولی بخاطر وصیت پیغمبر صلی الله علیه و آله و برای حفظ دین از حق خود صرف نظر کردم. ) چه صبری بالاتر از این که اراذلی چند مانند مغیرة بن شعبه و خالد بن ولید بخانه ‏اش بریزند و بزور و اجبار او را برای بیعت با ابو بکر بمسجد برند در حالیکه اگر دست بقبضه شمشیر میبرد مخالفی را در جزیرة العرب باقی نمیگذاشت! گویند وقتی حضرت امیر علیه السلام را کشان کشان برای بیعت با ابو بکر بمسجد می‏بردند یک مرد یهودی که آن وضع و حال را دید بی اختیار لب به تهلیل و شهادت گشوده و مسلمان شد و چون علت آنرا پرسیدند گفت من این شخص را میشناسم و این همان کسی است که وقتی در میدانهای جنگ ظاهر میشد دل رزمجویان را ذوب کرده و لرزه بر اندامشان میافکند و همان کسی است که قلعه‏ های مستحکم خیبر را گشود و در آهنین آنرا که بوسیله چندین نفرباز و بسته میشد با یک تکان از جایگاهش کند و بزمین انداخت اما حالا که در برابر جنجال یکمشت آشوبگر سکوت کرده است بی حکمت نیست و سکوت او برای حفظ دین اوست و اگر این دین حقیقت نداشت او در برابر این اهانتها صبر و تحمل نمیکرد اینست که حق بودن اسلام بر من ثابت شد و مسلمان شدم.
باز چه مظلومیتی بزرگتر از این که از لشگریان بیوفای خود بارها نقض عهد میدید و آنها را نصیحت میکرد اما بقول سعدی (دم گرمش در آهن سرد آنها مؤثر واقع نمیشد) و چنانکه گفته شد آرزوی مرگ میکرد تا از دیدار کوفیهای سست عنصر و لا قید رهائی یابد.
علی علیه السلام پس از رحلت پیغمبر صلی الله علیه و آله دائما در شکنجه روحی بود و جز صبر و تحمل چاره‏ای نداشت بنقل ابن ابی الحدید آنحضرت صدای کسی را شنید که ناله میکرد و میگفت من مظلوم شده ‏ام فرمود: هلم فلنصرخ معا فانی ما زلت مظلوما. یعنی بیا با هم ناله کنیم که من همیشه مظلوم بوده ‏ام!
درباره مظلومیت و شکیبائی علی علیه السلام پس از رحلت پیغمبر صلی الله علیه و آله (در دوران خلفاء ثلاثه) ترجمه خطبه شقشقیه ذیلا نگاشته میشود تا صبر و تحمل آنجناب از زبان خود وی شنیده شود:
بدانید بخدا سوگند که فلانی (ابو بکر) پیراهن خلافت را (که خیاط ازل بر اندام موزون من دوخته بود بر پیکر منحوس خود) پوشانید و حال آنکه میدانست محل و موقعیت من نسبت بامر خلافت مانند میله وسط آسیاب است نسبت بسنگ آسیاب که آنرا بگردش در میآورد. (من در فضائل و معنویات چون کوه بلند و مرتفعی هستم که) سیلابهای علم و حکمت از دامن من سرازیر شده و طایر بلند پرواز اندیشه را نیز هر قدر که در فضای کمالات اوج گیرد رسیدن بقله من امکان پذیر نباشد.
با اینحال شانه از زیر بار خلافت (در آن شرایط نا مساعد) خالی کرده و آنرا رها نمودم و در این دو کار اندیشه کردم که آیا با دست تنها (بدون داشتن کمک برای گرفتن حق خود بر آنان) حمله آرم یا اینکه بر تاریکی کوری (گمراهی مردم) که شدت آن پیران را فرسوده و جوانان را پیر میکرد و مؤمن در آن وضع رنج می‏برد تا پروردگارش را ملاقات مینمود شکیبائی کنم؟ پس دیدم صبر کردن بر این ظلم و ستم (از نظر مصلحت اسلام) بعقل نزدیکتر است لذا از شدت اندوه مثل اینکه خار و خاشاک در چشمم فرو رفته و استخوانی در گلویم گیر کرده باشد در حالیکه میراث خود را غارت زده میدیدم صبر کردم! تا اینکه اولی راه خود را بپایان رسانید و عروس خلافت را بآغوش پسر خطاب انداخت! عجبا با همه اقراری که در حیات خویش به بی لیاقتی خود و شایستگی من میکرد (و میگفت: اقیلونی و لست بخیرکم و علی فیکم. ـ مرا رها کنید که بهترین شما نیستم در حالیکه علی در میان شما است) بیش از چند روز از عمرش باقی نمانده بود که مسند خلافت را بدیگری (عمر) واگذار نمود و این دو تن دو پستان شتر خلافت را دوشیدند، خلافت را در دست کسی قرار داد که طبیعتش خشن و درشت و زخم زبانش شدید و لغزش و خطایش در مسائل دینی زیاد و عذرش از آن خطاها بیشتر بود.
او چون شتر سرکش و چموشی بود که مهار از پره بینی‏اش عبور کرده و شتر سوار را بحیرت افکند که اگر زمام ناقه را سخت کشد بینی‏اش پاره و مجروح شود و اگر رها ساخته و بحال خود گذارد شتر سوار را به پرتگاه هلاکت اندازد، سوگند بخدا مردم در زمان او دچار اشتباه شده و از راه راست بیرون رفتند من هم (برای بار دوم) در طول اینمدت با سختی محنت و اندوه صبر کردم تا اینکه (عمر نیز) براه خود رفت و خلافت را در میان جمعی که گمان کرد من هم (در رتبه و منزلت) مانند یکی از آنها هستم قرار داد.
خدایا کمکی فرمای و در این شورا نظری کن، چگونه این مردم مرا با اولی (ابو بکر) برابر دانسته و درباره من بشک افتادند تا امروز در ردیف این اشخاص قرار گرفتم و لکن باز هم (بمصلحت دین) صبر کردم و در فراز و نشیب با آنها هماهنگ شدم (سابقا گفته شد که اعضاء شورا شش نفر بودند) پس مردی (سعد وقاص) بسابقه حقد و کینه‏ای که داشت از راه حق منحرف شد و قدم در جاده باطل نهاد و مرد دیگری (عبد الرحمن بن عوف) بعلت اینکه داماد عثمان بود از من اعراض کرده‏و متمایل باو شد و دو نفر دیگر (طلحه و زبیر که از پستی آنها) زشت است نامشان برده شود. بدین ترتیب سیمی (عثمان) در حالیکه (مانند چهار پایان از کثرت خوردن) دو پهلویش باد کرده بود زمام امور را در دست گرفت و فرزندان پدرش (بنی امیه) نیز با او همدست شده و مانند شتری که با حرص و ولع گیاهان سبز بهاری را خورد، مشغول خوردن مال خدا گردیدند تا اینکه طنابی که بافته بود باز شد (مردم بیعتش را شکستند) و کردارش موجب قتل او گردید.
چیزی مرا (پس از قتل عثمان) بترس و وحشت نینداخت مگر اینکه مردم مانند یال کفتار بسوی من هجوم آورده و از همه طرف در میانم گرفتند بطوریکه از ازدحام و فشار آنان حسنین در زیر دست و پا مانده و دو طرف جامه‏ام پاره گردید.
مردم چون گله گوسفندی که در جای خود گرد آیند (برای بیعت) دور من جمع شدند و چون بیعت آنان را پذیرفتم گروهی (مانند طلحه و زبیر) بیعت خود را شکستند و گروه دیگری (خوارج) از زیر بار بیعت من بیرون رفتند و برخی نیز (معاویه و طرفدارانش) بسوی جور و باطل گرائیدند مثل اینکه آنان کلام خدا را نشنیدند که فرماید: ما سرای آخرت را برای کسانی قرار میدهیم که در روی زمین اراده سرکشی و فساد نداشته باشند و حسن عاقبت مخصوص پرهیزکاران است.
بلی بخدا سوگند این آیه را یقینا شنیده و حفظ کردند و لکن دنیا در نظر آنان جلوه کرد و زینت‏هایش آنها را فریب داد.
بدانید سوگند بدان خدائی که دانه را (در زیر زمین برای روئیدن) بشکافت و بشر را آفرید اگر حضور آن جمعیت انبوه و قیام حجت بوسیله یاری کنندگان نبود و پیمانی که خداوند از علماء برای قرار نگرفتن آنان در برابر تسلط ستمگر و خواری ستمدیده گرفته است وجود نداشت هر آینه مهار شتر خلافت را بر کوهان آن انداخته و رها میکردم و از آن صرف نظر می‏نمودم و شما در می ‏یافتید که این دنیای شما (با تمام زرق و برقش) در نزد من بی ارزشتر از آب بینی بز است [1] .
علی علیه السلام در این خطبه در اثر هیجان ضمیر و فرط اندوه شمه‏ ای از صبرو تحمل خود را درباره مظلومیتش اظهار داشته و بر همه روشن نموده است که تحمل چنین مظلومیتی چقدر سخت و طاقت فرسا است زیرا آنجناب که مستجمع تمام صفات حمیده و سجایای عالیه اخلاقی بود در مقابل سعد وقاص و معاویه و امثال آنها قرار گرفته بود که تقابل آنها از نظر منطق درست تقابل ضدین است چنانکه خود آنحضرت فرماید روزگار مرا بپایه ‏ای تنزل داد که معاویه هم خود را همانند من میداند! تحمل این همه نا ملائمات در راه دین بود و به همین جهت وقتی ضربت خورد فرمود فزت و رب الکعبة.

پی نوشت ها:
[1] نهج البلاغه خطبه. 3.

۵ ۳

فضائل و برتری های امیرالمومنین علیه السلام - شجاعت و هیبت علی (ع)

انا وضعت فی الصغیر بکلاکل العرب و کسرت نواجم قرون و ربیعة و مضر.
(نهج البلاغه خطبه قاصعه)
صفت شجاعت یکی از ارکان اصلی فضائل نفسانی است و عبارت است از عدم تزلزل نفس در امور خطیره و هولناک، و مظهر تام و مصداق حقیقی آن وجود علی علیه السلام بود.
اگر چه در فصول پیشین ضمن شرح خدمات نظامی آنجناب چه در غزوات رسول اکرم صلی الله علیه و آله و چه در جنگهای دوران خلافتش (جنگهای جمل و صفین و نهروان) شمه‏ ای از هیبت و شجاعت او نگارش گردید لیکن هر چه در این مورد گفته و نوشته شود اندکی از بسیار و یکی از هزار بیشتر نخواهد بود.
بنا بنقل مورخین رنگ علی (ع) گندمگون، چشمان مبارکش درشت و جذاب، ابروانش پیوسته و پر پشت، دندانهایش محکم و سفید و چون مروارید بود. دست و بازو و ساعد بی نهایت قوی و گوشت آن پیچیده و محکم و در تمام عرب بسطبری بازو و محکمی عضلات مشهور بود چنانکه گوئی گوشت و پوست و استخوان آنرا کوبیده و آنگاه دست بازو و ساعد ساخته ‏اند.
علی علیه السلام متوسط القامه بود و تمام گوشت بدن او ورزیده و محکم و چون آهن صلب بنظر می آمد و بطور کلی آن حضرت در اعتدال مزاج و رشد جسمانی و در نهایت نیرومندی بود. مورخین عموما معتقدند که شجاعت و زورمندی علی علیه السلام در تمام عرب منحصر بفرد بود، پدرش ابو طالب او را با جوانان عرب بکشتی وا میداشت و آنحضرت با اینکه از جهت سن خیلی کوچکتر از آنان بود ولی با سرعت عجیبی آنها را بر زمین میزد. از زبیر بن عوام نقل کرده ‏اند که قسم یاد کرد و گفت در هیچیک از جنگها از هیچ شجاعی نترسیدم مگر در مقابل علی علیه السلام که از شدت وحشت خود را گم میکردم. و این تنها زبیر نبود که از مقابله با او وحشت مینمود بلکه تمام قهرمانان نیرومند و مردان رزم از تصور مقابله با او بوحشت افتاده و در برابرش عرض اندام نمیکردند چه خوب گفته شاعر:

اغمد السیف متی قابله‏
کل من جرد سیفا و شهر [1] .

۱۳ ۴

فضائل و برتری های امیرالمومنین علیه السلام - علم و حکمت علی (ع)

ان ههنا لعلما جما (علی علیه السلام)
در مورد علم امام و پیغمبر عقاید مردم مختلف است گروهی معتقدند که علم آنان محدود بوده و در اطراف مسائل شرعیه دور میزند و جز خدا کسی از امور غیبی آگاه نمی باشد زیرا آیاتی در قرآن وجود دارد که مؤید این مطلب است من جمله خداوند فرماید:
و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو)
[1] کلیدهای خزائن غیب نزد خدا است و جز او کسی بدانها آگاه نیست) و همچنین فرماید: (و ما کان الله لیطلعکم علی الغیب) [2] و خداوند شما را بر غیب آگاه نسازد) در برابر این گروه جمعی نیز آنها را بر همه امور اعم از تکوینی و تشریعی آگاه دانند و عده‏ای هم که مانند اهل سنت بعصمت امام قائل نمی‏باشند امام را مانند دیگر پیشوایان دانسته و گویند ممکن است او چیزی را نداند در حالیکه اشخاص دیگر از آن آگاه باشند همچنانکه عمر در پاسخ زنی که او را مجاب کرده بود گفت. (کلکم افقه من عمر حتی المخدرات فی الحجال) [3] همه شما از عمر دانشمندترید حتی زنهای پشت پرده).

۱۳ ۳

فضائل و برتری های امیرالمومنین علیه السلام - ایمان و عبادت علی (ع)

لم اعبد ربا لم اره. (علی علیه السلام)
حقیقت عبادت تعظیم و طاعت خدا و چشم پوشی از غیر اوست، بزرگترین فضیلت نفس ستایش مقام الوهیت و تقرب جستن بساحت قدس ربوبی است، عبادت اگر با شرایط خاص خود انجام شود مقام بسیار بزرگ و افتخار آمیزی است چنانکه از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله بوسیله کلمه عبد تجلیل شده و قبل از عنوان رسالت عبودیت او قید گردیده است:
اشهد ان محمدا عبده و رسوله.
برای سیر مراتب کمال بهترین وسیله پیشرفت، تهذیب و تزکیه نفس است که راه عملی آن با عبادت حقیقی صورت میگیرد. انجام عبادت تنها برای رفع تکلیف نیست بلکه وسیله نمو عقل، و موجب تعدیل و تنظیم قوای وجودی است که نفس را از آلودگیهای مادی باز میدارد، بهترین وجه عبادت انجام امری است که بدون ریا و سمعه بوده و صرفا برای خدا باشد و در این شرایط است که صفت تقوی ظهور میکند و بدون آن انجام عبادات مقبول نیفتد.
تقوی و ورع انحراف از جهان مادی و فانی بوده و توجه بعالم روحانیت و بقاء است و ایمانیکه بزیور تقوی آراسته شود ایمان حقیقی است و در اثر اخلاص در عبادات، شخص را بمرحله یقین میرساند.
با توجه بنکات معروضه، علی علیه السلام در ایمان و تقوی و زهد و عبادت و یقین منحصر بفرد بود در اینمورد پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: لو ان السموات و الارض وضعتا فی کفة و وضع ایمان علی فی کفة لرجح ایمان علی [1] .
یعنی اگر آسمانها و زمین در یک کفه ترازو و ایمان علی در کفه دیگر گذاشته شوند بطور حتم ایمان علی بر آنها فزونی میکند.

۶ ۲

ماجرای برترین دانشجو را شنیده ای؟!

ماجرای برترین دانشجو را شنیده ای؟!

رابطه نهج البلاغه با قرآن رابطه ای تنگاتنگ و سخت نزدیک است، زیرا نهج البلاغه نازله روح مطهری است که وجودش با قرآن یکی بود و چنان در قرآن کریم جذب گردیده بود که جسم و روحش از آن بود. از همین وجه است که نهج البلاغه را اخ القرآن الکریم نامیده اند. واژه اخ در اصل به معنی برادر، رفیق و مصاحب است و در واقع کسی را گویند که با دیگری در پدر و مادر و یا در یکی از آن دو و یا همشیر بودن با دیگری شریک باشد و به صورت استعاره به هر که با دیگری در قبیله یا در دین یا در کار و صفت یا معامله و دوستی و در مناسبات دیگر مشارکت داشته باشد برادر گویند.

۴ ۲

ﻗﺮﺁﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺡ ﺗﻮ

ﻭﺍﮊﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﺻﻒ ﺗﻮ تطهیر ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﻭﻗﺘﯽ که ﻣﺎﻩ ﺭﻭﯼ ﺗﻮ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﻗﺮﺁﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺪﺡ ﺗﻮ ﮔﻔﺘﻪ ﺳﺖ ﺇﻧﻤﺎ

ﺟﺰ ﺗﻮ ﻧﺒﺄ ﺑﮕﻮ ﺑﻪ ﮐﻪ ﺗﻔﺴﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ؟

ﺁﻗﺎ ﺑﺪﻭﻥ ﺗﻮ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﺆﻣﻨﻮﻥ ﺷﻮﺩ؟

ﻭﺍﻟﺸﻤﺲ ﺭﺍ ﺑﮕﻮ، ﺑﻪ ﭼﻪ ﺗﻌﺒﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ؟

ﺧﻮﺷﺒﺨﺖ ﺁﻧﮑﻪ باتو به افلاک میرود

ﺑﯿﭽﺎﺭﻩ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﯽ ﺗﻮ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺧﻮﺵ ﺑﺨﺖ ﺗﺮ ﮐﺴﯽ، ﮐﻪ ﺑﺎ اشک عشق تو

نم نم به پای بیرق تان ﭘﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻡ ﺗﻮﺳﺖ ﺩﺭ ﻭﺳﻂ ﻗﻠﺐ ﻣﻦ ﻋﻠﯽ

ﺑﺎ ﻫﺮ ﺗﭙﺶ ﺑﻪ ﻋﺸﻖ ﺗﻮ ﺗﮑﺜﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﺍﯾﻦ ﺫﮐﺮ مرتضی ﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺧﻂ فاطمی

ﺑﺮ ﺑﺎﺯﻭﯼ ﻣﻼ‌ﺋﮑﻪ ﺗﺤﺮﯾﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

وقتی که تیغ بر کف تو بوسه میزند

کار خدا به به و تکبیر می شود

ﭼﻮﻥ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﮔﯽ ﺍﺳﺪ ﺍﻟﻠﻪ ﻏﺎﻟﺒﯿﺪ

ﻋﺒﺎﺱ ﻫﻢ ﺷﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩﺗﺖ ﺷﯿﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

گفتی فمن یمت یرنی مرگ من بیا

دارد زمان دیدنتان دیر می شود

 

۷ ۳

مردمی که......

امام علی (علیه السلام):

در عجبم از مردمی که:

به دنبال دنیایی هستند که روز به روز از آن دورتر میشوند،

و غافلند از آخرتی که روز به روز به آن نزدیکتر میشوند.

۰ ۱

کعبه ی کعبه

کعبه ی کعبه علی مرتضاست

۳ ۲

بابای حسینی مولا

گر بهای شیعه بودن سر جدا گردیدن است

من به عشق مرتضی تاوان آن را میدهم

 تا بماند تا ابد ذکر علی بر مأذنه

 هستی و دار و ندار و جانم را میدهم


۱ ۱

مست ولای حیدرم

ﻣﻦ ﺍﺯ « ﺍﻟﯿﻮﻡ ﺍﮐﻤﻠﺖُ ﻟﮑﻢ... » ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ

ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﻣﻬﺮ ﺍﻭ ﺩﯾﻦ ﻣﺮﺍ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ



۰ ۱

عیدی به مناسبت عیدغدیر

عیدی به مناسبت عیدغدیر.
۴ ۳

عیدسعیدغدیربرتمام شیعیان مباااارک.

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه علی بن ابیطالب

امروز به هرکوچه اذان باید گفت در وصف علی ز آسمان باید گفت چون عید امیر مومنین است تبریک به صاحب الزمان بایدگفت مولا مهدی جوووووونم عیدت مباااااااااااااااااارک.

۵ ۲

اِیوان نجف

یاامیرالمومنین…

کشته شد هر که به دیدار تو آمد؛ نکند

ذوالفقاری که شنیدیم همین اِیوان است ؟!


بر دشمن مرتضی علی لعنت…


۴ ۲

بر حب و ولایت امیر ؛ پابندم

۴ ۲

ویژه نامه صوتی عید غدیر خم

ویژه نامه صوتی عید غدیر خم

۱ ۲

اعمال عید سعید غدیر خم

اعمال عید سعید غدیر خم

۲ ۱
بسم الله الرحمن الرحیم

وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ

بِأَبصـارِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ

و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ *

و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَـلَمین ۞


--------------------------------------

السلام علیک یابقیه الله فی ارضه

باعرض سلام خدمت همه ی شیعیان امیرالمومنین مولاعلی علیه السلام ،دربلاگفادوتاوبلاگ داشتم امایکی ازآنهاحذف شدودیگری بخش زیادی ازپستهای آن حذف شد

آدرس وبلاگم دربلاگفا

montazeralmahdi313.blogfa.com

مینویسم برای مردی که چهارگوشه ی قلبش شکسته است.(مهدی جان مرا ببخش که در تمام زندگی‌ام مراقب دل همه بودم الا دل شما)

ـــــــ۞۞۞___۞۞۞
__۞____۞_۞____۞
__۞______۞_____۞
___۞__یا مهدی __۞
_____۞_______۞
_______۞___۞
__________۞


--------------------------------------

خداوندا:
از تو می خواهم

👈نه مثل مختار بعداز واقعه!

👈نه مثل حربن ریاحی میان واقعه!

👈و نه مثل توابین بعد از واقعه!

👈بلکه مثل عباس (ع) درتمام واقعه!

👈مثل مسلم پیشتاز واقعه!

در رکاب کسی باشیم که به انتظارش ایستاده ایم!

سخنم بی تو مگرجای شنیدن دارد

نفسم بی تو مگرنای دمیدن دارد!

علت کوری یعقوب نبی(ع) معلوم است

شهر بی یار مگر ارزش دیدن دارد!

--------------------------------------
هرگونه کپی برداری بدون ذکرمنبع شرعاحرام است.

--------------------------------------


این وبلاگ برای رضایت مولایم مهدی (عج) تنظیم شده است امید است که مورد تایید آن حضرت واقع شود.

نذرصاحب الزمان (عج)

اللهم عجل لولیک الفرج بحق زینب سلام الله علیها

بیمه ی اربابم مهــــــــــدی (عج)

1393/11/15

¸.•)´
(.•´
*´¨)
¸.•´¸.•*´¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•` *(`'•.¸(`'•.¸ ¸.•'´) ¸.•'´)

التمـــــــــاس دعــــــــای فرج دارم

(¸.•'´(¸.•'´ `'•.¸)`' •.¸)•.¸)`' •.¸)
¸.•´•.¸)`' •.¸)
( `•.¸
`•.¸ )
¸.•)´
(.•
آرشیو مطالب
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان