بی مشتری ماندم...

مناجات با امام حسین(ع)

                                   تا صبح میخوابند و من تاصبح بیدارم

تازه به غیر از درد و دل ، من درد هم دارم

درمان بیندازی نگاهش هم نخواهم کرد

اما بجایش درد بفروشی خریدارم

دیروز مجنون بودم و حالا زلیخایم

من داستانم، قصه ی در حال تکرارم

این کوچه گردی ام برای کوچه گردی نیست

دارم نهال عشق را در کوچه می کارم

اشک مرا هر وقت میبینی تفضل کن

هر وقت گریه میکنم یعنی گرفتارم

من عرضه کردم خویش را، بی مشتری ماندم

مانند جنس دور ریز بین بازارم

جز کنج این کوچه دگر جایى ندارم من

جایى ندارم من ولی این کنج را دارم

هرطور باشی زندگی ما همانطور است

ابرو گره کردی، گره افتاد در کارم

من فقر را مانند فرزندم بغل کردم

نفرین به من گر دست از این کار بردارم

امروز که پشت درم خب دستگیری کن

فردا که اعلامیه ی ترحیم دیوارم


شاعر:علی اکبرلطیفیان


۱ ۱
الف ..
۲۰ دی ۱۰:۳۰
+

پاسخ :

مرسی....
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
بسم الله الرحمن الرحیم

وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ

بِأَبصـارِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ

و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ

و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَـلَمین ۞

-------------------------
به امید گوشه چشمی از جانب حضرت صاحب الزمان ارواحنا فداه

اللهم عجل لولیک الفرج بحق زینب سلام الله علیها

1393/11/15
---------------------------
هرگونه کپی برداری بدون ذکرمنبع شرعاحرام است.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان