روایاتی در مورد لعن دشمنان اهل بیت


1- خداوند ظالمین در حق اهل بیت (ع) را لعنت ‌نموده و وعده عذاب فرموده است:

ان الذین یؤذون الله و رسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخره و اعد لهم عذابا مهینا (سوره احزاب آیه 57)

اولئک یلعنهم الله و یلعنهم اللاعنون (سوره بقره آیه 159)

اولئک علیهم لعنه الله و الملئکه و الناس اجمعین(سوره بقره 161)

بنا به نقل از طریقه عامّه و خاصّه، حضرت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد حضرت زهرا علیها سلام الله فرمودند: "فاطمه بضعه منی مَن آذاها فقد آذانی و مَن آذانی فقد آذی الله"  فاطمه پاره تن من است هر کس او را اذیت کند، مرا اذیت کرده و هر کس مرا اذیت کند، خدا را اذیت کرده است.

(دلایل الامامه ص 45 - کتاب سلیم بن قیس حدیث 48 و در صحیح بخاری ج5 ص 26 به صورت «فاطمه بضعه منی فمن اغضبها اغضبنی» - صحیح مسلم ج4 ص 193 «ان فاطمه بضعه منی یؤذینی ما اذاها) 

و باز به نقل از همان دو طریق روایت است که حضرت زهرا سلام الله علیها به آن دو لعین اولی و دومی فرمودند: انی اشهد الله و ملائکته انکما اسخطتمانی و ما ارضیتمانی و لئن لقیت النبی صلی الله علیه و آله لاشکونکما الیه" (اعلام النساء ج4 ص123)

خدا را شاهد می‌گیرم و ملائکه او را به اینکه شما دو نفر مرا به خشم آوردید و مرا خشنود ننمودید و اگر پیامبر صلی الله علیه و آله را ملاقات نمایم هرآینه شکایت شما دو نفر را به وی خواهم کرد

و همچنین ابن ابی الحدید سنی گفته است: حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از دنیا رفتند در حالیکه سخت از عمر و ابوبکر غضبناک بودند. (شرح نهج البلاغه از ابن ابی الحدید ج 6 ص 50)

پس با استفاده از این مطلب معلوم می‌گردد که آنها مورد لعن خدا قرار می‌گیرند و هیچ جای شکی نیست در جایی که خدا لعن کند، انبیاء و اولیاء و ملائکه هم لعن خواهند نمود. و ما هم باید لعن کنیم و از آنها بیزاری بجوییم و از خدا بخواهیم که این حالت را به ما عطا فرماید و ما را با چنین عقیده‌ای محشور نماید.

حسین بن ثویر و ابوسلمه سراج نقل کرده اند که: از امام صادق علیه السلام شنیدیم که آن حضرت بعد از هر نماز واجب لعن می کرد چهار مرد ملعون و چهار زن ملعون را.  اما مردان عبارتند از: ابابکر, عمر, عثمان, معاویه و زنان عبارت بودند از: عائشه,حفصه, هند و ام الحکم خواهر معاویه. (الکافی ج3 ص342)

و از متواتران و مسلمات نزد عامه و خاصه این است که آن دو نفر حرمت کلام رسول خدا (ص) را نگاه نگذاشتند و فاطمه زهرا سلام الله علیها را به قدری آزار و اذیت نمودند که آن حضرت خطاب به آن دو نفر فرمود: خدا و ملائکه اش را شاهد می گیرم که شما دو نفرمرا به خشم آوردید و رضایت مرا جلب نکردید و اگر پیامبر(ص) را ملاقات نمایم هر آینه شکایت شما دو نفر را به وی خواهم کرد.( دلایل الامامه ص45, کتاب سلیم بن قیس ح48, صحیح بخاری 5/26, صحیح مسلم 4/193) به خدا قسم! بعد از هر نمازم بر تو (ابوبکر) نفرین می کنم. (الامامة و السیاسة 1/20)

231  بار لعنت بر ابوبکر  -  310  بار لعنت بر عمر  -   661 بار لعنت بر عثمان  و  درخواست حاجت از خداوند

و از این روایات استفاده می شود که طبق نظر تواریخ شیعه و سنی حضرت فاطمه سلام الله علیها با خشم و غضب از آن دو به شهادت رسیده. به نقل از ابن ابی الحدید معتزلی توجه نمایید: فاطمه سلام الله علیها از دنیا رفت در حالی که سخت از ابوبکر و عمر غضبناک بود.(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 6/50)

و نیزبه این نقل که محمد بن اسماعیل بخاری در کتاب صحیح خود آورده توجه فرمایید:

فاطمه سلام الله علیها دختر رسول خدا بر ابوبکر خشم گرفت و با او قطع رابطه نمود و این قهرو غضب وی با ابوبکر پیوسته استمرار یافت تا از دنیا رفت. (صحیح بخاری ح3913, صحیح مسلم ح3304)

و به این نقل نیز توجه فرمایید: فاطمه سلام الله علیها بر ابوبکر غضب نمود و با او قطع رابطه کرد و تا زمانی که زنده بود با ابوبکر سخن نگفت...هنگامی که از دنیا رفت شوهرش علی علیه السلام وی را شبانه دفن کرد و به ابوبکر خبر نداد و خودش بر جنازه وی نماز خواند...( صحیح بخاری ح 6230 , صحیح مسلم کتاب الجهاد و السیر باب قول النبی لانورث 5/252)

و نیز به این نقل توجه فرمایید: فاطمه سلام الله علیها با ابوبکر قطع رابطه نموده و با او سخن نگفت تا از دنیا رفت.

و این ها همه در حالی است که عامه و خاصه در احادیث صحیحه روایت کرده اند که پیامبر اکرم ص بارها فرمودند: خداوند با خشم فاطمه سلام الله علیها خشمگین و با رضایت او راضی می گردد. (مستدرک حاکم نیشابوری 3/154, اسدالغابه 5/522 , کنزالعمال 13/96 و...)

2- رسول خدا (ص) عمر و ابابکر را لعن نموده!

خود عمر بن خطاب از پیامبر اکرم صلی الله علیه واله روایت می کند که فرمودند: حرمت مرا در عترت و ذریه ام حفظ کنید. هر کس حرمت مرا در آنان حفظ نماید خدا او را حفظ کند و بدانید لعنت خدا بر کسی که مرا در مورد عترت و ذریه ام آزار و اذیت نماید...(حضرت 3 مرتبه این را تکرار فرمودند) (کشف الغمة 1/416)

 ابوسعید خدری گوید پیامبر اکرم صلی الله علیه واله فرمودند: علی علیه السلام را دوست بدارید. چرا که گوشت او از گوشت من وخون او از خون من است. خدا لعنت کند کسانی از امتم را که عهد من نسبت به علی علیه السلام را ضایع نمودند و وصیتم را در مورد او فراموش کردند. اینان هیچ نصیبی نزد خدای متعال ندارند. (امالی شیخ طوسی ص69ح101)

پیامبر اکرم صلی الله علیه واله فرمودند: یا علی بترس از حقد و کینه هایی که در سینه افرادی هست که تا من زنده ام اظهار نمیشود مگر پس از مرگ من. خداوند آنها را لعنت کند و تمام لعنت کنندگان عالم آنها را لعن خواهند نمود.(بحارالانوار28/45)

3- اهل بیت علیهم السلام عمر و ابابکر را لعن نموده اند!

الف: امیرالمومنین علیه السلام عمر و ابابکر را لعن نموده اند!

در حدیثی از ایشان نقل شده است که فرمودند: خدا پسر خطاب (عمر) را لعنت کند. اگر او نبود هیچ مرد و زنی زنا نمی کرد مگر زن و مرد شقی. (بحارالانوارج53 ص31)

همچنین محمد بن مثنی در کتاب خود از حارث بن مغیره نضری روایت کرده که او به امام صادق علیه السلام عرض کرد: ابومعقل مزنی مرا خبر داد از امیرالمومنین علیه السلام که آن جناب نماز مغرب را با جماعت خواند و در رکعت دوم, قنوت خواند و لعن کرد معاویه و عمروبن العاص و ابوموسی اشعری و ابوالاعمر سلمی را. حضرت فرمود: راست گفت پس تو هم ایشان را لعنت کن. (برائت از دشمنان اهل بیت علیهم السلام ص11 به نقل از شاخه طوبی)

در دعای عظیم الشان صنمی قریش نیز که مولا امیرالمومنین علیه السلام روز و شب و وقت سحر بدان مواظبت می فرمودند، و آن را در قنوت نماز می خواندند به صراحت میفرمایند: خداوندا لعـنت کن دو بـت قریش(ابوبکر و عمر) و دو مشرک آنرا، و دو سرکرده ضلالت را، و آن دو دروغ پرداز را، دختر آنان (عایشه و حفصه) را، آن دو نفری که فرمانت را زیر پا نـهادند، و وحی تو را نپـذیـرفتند، و نعـمت رسولت را انکار کردند، و نافرمانی پیامبرت را کردند و ... (بحارالانوارج 85 ص 240)

ب: حضرت فاطمه سلام الله علیها عمر و ابابکر را لعن نموده اند!

ایشان فرمودند: به خدا قسم در هر نمازم بر تو (ابوبکر) نفرین میکنم. (الامامة و السیاسة 1/20)

پ: امام سجاد علیه السلام عمر و ابابکر را لعن نموده اند!

ابو حمزه ثمالی از آن حضرت سوال کرد: از شما راجع به فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) سوال می کنم. حضرت فرمودند: لعنت خدا به تمام لعنتهایش بر آن دو باد. (بصائر الدرجات ص249)

ت: امام محمد باقر علیه السلام عمر و ابابکر را لعن نموده اند!

حنان بن سدیر از پدرش از امام باقر علیه السلام نقل کردند که حضرت فرمودند: به خدا قسم هیچ از یک ما از دنیا نرود مگر غضبناک باشد از آن دو و هیچ روزی بر ما نمی گذرد مگر این که نسبت به آن دو خشمگین هستیم. و بزرگانمان به کوچکترها به این امر سفارش می کنند... لعنت خدا و ملائکه و تمامی مردم بر آن دو نفر باد. (اصول کافی 8/245 ح340)

همچنین ورد بن زید (برادر کمیت بن زید شاعر اهل بیت علیهم السلام) گوید: پرسیدیم از امام محمد باقر علیه السلام درباره عمر و ابابکر ؟ حضرت فرمودند: هر کس بداند خداوند حکیم عادل است, از آن دو بیزاری می جوید. و هیچ خونی نیست که ریخته شود مگر آنکه به گردن آن دو نفر باشد. (بحارالانوار 30/383)

ث: امام جعفر صادق علیه السلام عمر و ابابکر را لعن نموده اند!

حسین بن ثویر و ابوسلمه سراج نقل کرده اند که: از امام صادق علیه السلام شنیدیم که آن حضرت بعد از هر نماز واجب لعن می کرد چهار مرد ملعون و چهار زن ملعون را.  اما مردان عبارتند از: ابابکر, عمر, عثمان, معاویه و زنان عبارت بودند از: عائشه,حفصه, هند و ام الحکم خواهر معاویه. (الکافی ج3 ص342)

همچنین مرحوم شیخ طبرسی از امام صادق علیه السلام روایت کرده که حضرت به راوی فرمود: در تعقیب نماز از جای بر مخیز تا لعن کنی بنی امیه را. پس بگو: اللهم العن بنی امیة.

ج: امام رضا علیه السلام عمر و ابابکر را لعن نموده اند!

در کتاب مهج الدعوات آمده است از امام رضا علیه السلام نقل شده است که فرمودند: کسی که دعا کند در سجده شکر به این دعا مانند کسی است که همراه پیامبر اکرم ص در جنگ بدر تیر می انداخته است:

خدایا لعنت کن آن دو نفری (ابوبکر و عمر) که دینت را تبدیل کردند و نعمتت را تغییر دادند و به پیامبرت تهمت زدند...و رسولت را مسخره کردند..و تحریف کردند کتابت را..و کشتند اولیائت را و...

ح: امام جواد علیه السلام عمر و ابابکر را لعن نموده اند!

زکریا بن آدم می گوید: در خدمت امام رضا علیه السلام بودم که امام جواد علیه السلام را که در سن کمتر از چهار سال بودند آوردند. امام علیه السلام با دست خود به زمین زد و سر مبارک خود را به طرف آسمان بلند کرد و در فکر فرو رفت. امام رضا علیه السلام فرمودند: جانم فدایت! در چه رابطه اینقدر فکر می کنی؟

امام جواد علیه السلام عرضه داشتند: در آن مصائبی که نسبت به مادرم فاطمه سلام الله علیها روا داشته شد. به خدا سوگند آن دو را از قبر بیرون می آورم و آتش می زنم پس خاکستر آن ها را بر باد داده یا به دریا می ریزم. پس امام رضا علیه السلام آن حضرت را نزدیک به خود نمود و بین دو چشمش را بوسه زد و فرمود: تو لایق امامت هستی. (دلائل الامامة ص212)

خ: امام زمان عج عمر و ابابکر را لعن نموده اند!

امام صادق علیه السلام فرمودند: هنگامی که حضرت قائم (عج) ظهور فرماید آن دو (عمر و ابوبکر) را لعنت نموده و از آنها برائت می جوید. (بحارالانوار 52/386 ح201)

مرحوم آیت الله سید نصر الله مستنبط در حرم امیرالمومنین علیه السلام حضرت بقیة الله عج را در حال نماز مشاهده نمود, به دعای دلنشین امام عصر عج گوش فرا داد و شنید که حضرت در قنوت خود این گونه دعا می فرمود: بارالها! به راستی که معاویه بن ابی سفیان در حق امیر المومنین ظلم و ستم روا داشت. خدایا! او را به لعن و عذاب سختی گرفتار ساز. (معجم رجال الفکر و الادب فی النجف خلال الف عام 3/1199)

چ: دستور همه اهل بیت علیهم السلام به لعن آنها:

امام صادق علیه السلام فرمودند: ما طائفه بنی هاشم به کوچک و بزرگمان امر می کنیم که آن دو نفر را مورد سب خود قرار داده و از آنها بیزاری بجویند. (رجال کشی ص180)

4) اصحاب صدر اسلام عمر و ابوبکر را لعن گفته اند !

امیر المومنین علیه السلام فرمودند: خدا رحمت کند سلمان و اباذر و مقداد را, هیچ کس به اندازه ایشان آن دو (عمر و ابابکر) را نشناخت و از آنان بیزاری نجست و آنان را لعنت ننمود. (سلیم بن قیس ص921ح67)

همچنین امام علی علیه السلام خطاب به عمار فرمودند: ای عمار! آیا رسول الله را دوست نداری و از دشمنانش بیزاری نیستی؟ عمار عرض کرد: بلی. فرمود: مرا هم دوست داری و از دشمنم بیزاری؟ عمار عرض کرد: بلی. فرمود: تو را بس ای عمار که از آن دو نفر (عمر و ابابکر) بیزاری جستی و آنان را لعن نمودی. (سلیم بن قیس ص921ح67)

5) ملائک آسمان عمر و ابابکر را لعن می کنند!

ابان از سلیم نقل می کند که او گفت: به ابوذر گفتم: خدا تو را رحمت کند. عجیب ترین مطلبی که از پیامبر (ص) در مورد علی بن ابیطالب علیه السلام شنیده ای برای من بگو. گفت: شنیدم از رسول خدا صلی الله علیه و اله که فرمود: گرداگرد عرش الهی نود هزار ملک هستند که هیچ تسبیح و عبادتی ندارند مگر اطاعت از علی بن ابیطالب علیه السلام و بیزاری جستن از دشمنانش و استغفار برای شیعیانش.  سلیم گوید: گفتم: خدا تو را رحمت کند غیر از این هم برایم بگو. گفت: شنیدم که حضرت فرمودند: خداوند جبرئیل و میکائیل و اسرافیل را به اطاعت از علی علیه السلام و بیزاری از دشمنانش و استغفار برای شیعیانش مخصوص گردانیده است. (سلیم بن قیس ص858ح46, بحارالانوار 40/95 ح116)

6) تمام موجودات عالم عمر و ابابکر را لعن میکنند!

امام زین العابدین نقل کرده است که رسول خدا ص فرمودند: وای و ویل بر معاندین و دشمنان علی علیه السلام که کافر به محمد ص هستند. و گفته های او (پیامبر ص) را تکذیب می نمایند. چگونه خدا در بالای عرش خود به بدترین لعنی لعنتشان می کند. و نیز چگونه حاملان عرش و کرسی و حجابها و نیز در آسمانها و زمین ها و هوا و آنچه بین آنهاست و آنچه در زیر آنها قرار گرفته تا به زمین آنها را لعن می نمایند. و چطور ملائکه ابر و باران و خشکی و دریاها و خورشید و ستارگان آسمان و سنگریزه ها و شن های زمین و سایر جنبندگان از حیوانات به آنها لعن می کنند...!

پس خدا به هر یک از لعنتهایی که آنان می فرستند جایگاه آن دشمنان را پست می کند و وضعیت و حالشان را کریه و بد قرار می دهد تا روز قیامت که بر او وارد می شوند و آنها در بین مردم مشهور می شوند به اینکه مورد لعن و غضب الهی قرار گرفته اند و آنها را از رفقا و دوستان شیطان و نمرود و فرعون و دشمنان خدا قرار داده می شوند.

و همانا از بزرگترین اموری که بهترین ملائکه حجابها و آسمانها با آن به سوی خدا مقرب میشود سلام و صلوات بر دوستان ما اهل بیت علیهم السلام و لعن و بیزاری از دشمنان ما می باشد.(بحارالانوار 68/37 ح79)

7) لعن به آنها بر روی درب بهشت !

امام موسی بن جعفر علیه السلام از پدرانشان علیهم السلام که رسول خدا ص فرمودند: داخل بهشت شدم دیدم بر درِ آن نوشته شد: معبودی جز الله نیست, محمد ص حبیب خداست, علی بن ابیطالب علیهم السلام ولی پروردگار است, فاطمه سلام الله علیها أمة الله است, حسن و حسین علیهما السلام برگزیدگان خدایند و بر مبغضین اینان لعنت خدا باد. (بحارالانوار 27/228 ح 30)

8) لعن عمر و ابابکر در عالمی دیگر !

امام صادق علیه السلام و از پدر بزرگوارشان ع و او از پدر بزرگوارشان امام سجاد ع و او از جد بزرگوارشان امیرالمومنین علیه السلام روایت فرمودند:

خداوند در پشت مغرب شهری دارد به نام جابلقا و در آن هفتاد هزار امت است که همه شان مثل این امت هستند ولی به اندازه چشم به هم زدنی نافرمانی نمی کنند. آنان هیچ عملی ندارند و کلامی نمی گویند مگر نفرین بر آن دو (عمر و ابابکر) و بیزاری جستن از آنها و اقرار به ولایت اهل بیت پیامبر (ص). (بصائرالدرجات ص490ح1)

همچنین از امام صادق روایت شده که فرمودند: خدا را در پس این سرزمین سرزمینی است درخشان که پرتو نور این زمین از آن است. و در آن موجوداتی به سر می برند, خدا را عبادت می کنند و شرک به او پیدا نمی کنند و از فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) بیزاری می جویند. (بصائر الدرجات ص490ح2)

و نیز از امام صادق علیه السلام در روایت دیگری فرمودند: در پشت این چشمه خورشید شما چهل چشمه خورشید دیگر است و در آنها خلق بسیاری است. و در پشت این ماه شما چهل ماه دیگر است و در آنها خلق بسیاری وجود دارد که نمی دانند خدا آدم را آفریده یا نه, ولی بیزاری و لعن بر فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) به آنها الهام شده است. (بصائر الدرجات ص490ح3)

و از امام رضا علیه السلام نقل شده است که فرمودند: خداوند را پشت این نطاق (نطاف) آسمان زبرجد سبزی است که به واسطه آن, آسمان سبز می گردد. گفتم: نطاق (نطاف) چیست؟ فرمود: پرده است, خدا را پشت آن هفتاد هزار عالم است پیش از تعداد جن و انس و تمامی آنان فلانی و فلانی (عمر و ابابکر) را لعنت می کنند. (مختصر بصائر الدرجات ص12)

9) حیوانات بر عمر و ابابکر لعن می کنند.

به بعضی از روایات در این زمینه اشاره می نماییم:

الف: چکاوک

امام رضا علیه السلام از پدر بزرگوارشان و از جد بزرگوارشان ع روایت فرموده اند که ایشان فرمودند: قنبره (نوعی گنجشک است که به آن چکاوک گفته میشود) را نخورید و آن را دشنام ندهید و به دست بچه ها ندهید تا با آن بازی کنند. چرا که این حیوان بسیار تسبیح می گوید. و تسبیح او این است: خدا مبغضین (دشمنان) آل محمد ص را لعنت کن. (بحارالانوار 27/273 به نقل از امالی شیخ طوسی)

همچنین انس بن مالک نقل کرده که رسول خدا ص فرمودند: خداوند مخلوقاتی دارد که از فرزندان آدم نیستند , اینان مبغض علی بن ابیطالب ع را لعن می کنند. عرض کرد: اینان چه کسانی هستند یا رسول الله؟ فرمود: اینها چکاوکها هستند که سحرگاهان به بالای درختان ندا می دهند: لعنت خدا بر مبغض علی بن ابیطالب علیه السلام, بسم الله الرحمن الرحیم و سلام بر بندگانی که خدا برگزیده است. (ارشاد القلوب 2/236)

ب: کبک

امام حسن مجتبی علیه السلام فرمودند: امیرالمومنین علیه السلام روزی از سرزمینی عبور می کردند که در آن هیچ آب و غذایی نبود و کسی در آن زندگی نمی کرد. و نگاه حضرت به کبکی افتاد به آن خطاب کرده و فرمودند: ای کبک! تو از چه زمانی در این بیابان هستی؟ و از کجا آب و غذا تهیه می کنی؟

عرضه داشت: ای امیرالمومنین من از صد سال پیش تاکنون در این بیابان هستم. و هنگامی که گرسنه می شوم بر شما درود و صلوات می فرستم و بدین وسیله سیر می گردم. و هنگامی که تشنه می شوم بر ظالمین شما نفرین می کنم تا این که بدین وسیله سیراب شوم. (بحارالانوار 65/43 ح3)

ج: پرنده ای از پرندگان

در روایتی از عماریاسر و جابر انصاری آمده است که هرکدام گفته اند: در خدمت امیرالمومنین علیه السلام در بیابانی بودم که دیدم حضرت از مسیر جاده بیرون رفته من هم به دنبال ایشان رفتم و دیدم که حضرت (ع) به طرف آسمان نگاه کرد. سپس تبسم نمودند و فرمودند: احسنت ای پرنده! به فضل او (خدای متعال) می خواندی!

عرضه داشتم: مولای من! پرنده کجاست؟ حضرت فرمودند: در هواست. آیا دوست داری آن را ببینی و صدایش را بشنوی؟ عرضه داشتم: بلی مولای من! پس آن حضرت نگاهی به آسمان کرده و زیر لب دعائی خواندند که ناگهان پرنده ای به طرف زمین آمد و روی دستان مبارک امیرالمومنین علیه السلام فرود آمد. حضرت دست مبارک خود را بر پشت آن پرنده نهادند و فرمودند: به اذن خدا سخن بگو که من علی بن ابیطالب (ع) هستم. پس خدای متعال زبان آن پرنده را به لغت عربی واضح به نطق درآورده و آن پرنده گفت: سلام بر تو ای امیرمومنان و رحمت و برکات خدا بر تو باد. پس حضرت جواب سلام داد. و به او فرمودند: در بیابان خشک و بی آب و علف, غذا و آبت را از کجا تهیه می کنی؟ عرضه داشت: مولای من! هر گاه گرسنه می شوم یاد از ولایت شما اهل بیت می کنم و از این طریق سیر می شوم و هرگاه تشنه می شوم از دشمنان شما بیزاری می جویم تا از این طریق سیراب می شوم. حضرت فرمودند: برکت برای تو باشد. برکت برای تو باشد. (مناقب ابن شهر آشوب 2/305)

10) ابوبکر عمر را لعن کرده 

ابوبکر گفت: خدا پسر صهاک (عمر) را لعنت کند. او مرا نسبت به ذکر گمراه کرد و به راستی که او چه بدهمنشین و رفیقی است. (ارشاد القلوب ص393)

11) عمر منکرین امیرالمومنین علیه السلام را لعن کرده 

در روایت است که عمر خطاب به امام حسین علیه السلام عرضه داشت: ای حسین! لعنت خدا بر کسی که حق پدرت را منکر باشد. (احتجاج 2/292)

ولی متاسفانه بعضی از شیعیان نسبت به بغض دشمنان حضرت زهرا و فرزندانش بی تفاوت هستند و بعضی از غافلین هم با بیزاری جستن و لعن به چنین افرادی مخالفت می‌کنند و دین را سوای تبری شناخته اند گرچه این افراد قطعا در مسأله تولی و محبت آل الله هم می‌لنگند چنانچه نقل است که:

۱- به امام صادق(علیه‌السلام) عرض شد که شخصی شما را دوست دارد اما در برائت از دشمن شما ضعیف است. حضرت فرمودند: هیهات کذب من ادعی محبتنا و لم یتبرء من عدونا؛ هرگز چنین نیست؛ دروغ می‌گوید هر کس که ادعا می‌کند دوست ماست ولی از دشمن ما بیزاری نجوید.(بحارالانوار: ج ۲۷، ص ۵۸ ، ح ۱۹)

 
۲- از امام باقر (علیه‌السلام) نقل است که فرمود: "هل الدین إلاّ الحبّ و البغض"  آیا دین‌داری چیزی جز محبت و دوستی اولیای خدا و بغض و دشمنی دشمنان الهی است؟ (بحارالانوار، ج 65، ص 63) پس مَثَل کسی که به یکی از این دو امر، یعنی تولّی یا تبرّی تمسّک می‌جوید و به آن دیگری بی‌اعتناست، همانند کسی است که اقرار به وجود خدا و یگانگی او دارد اما به بت‌ها و آلهه‌های دروغین نیز بی‌میل نیست و یا همانند کسی است که به آیین‌بت‌پرستی عقیده ندارد اما دل در گرو ایمان به خدا نیز نبسته باشد.

۳- عن اسماعیل جُعفی: قلتُ لأبى جعفر علیه‌السلام: رجلٌ یحبّ أمیرالمؤمنین علیه‌السلام و لا یتبرّأ من عدوّه و یقول: هو أحبّ إلىّ ممّن خالفه فقال علیه‌السلام: "هذا مخلّطٌ و هو عدوٌّ فلا تصلّ خلفه و لا کرامة إلا أن تتّقیه" اسماعیل جُعفی به امام باقر (علیه‌السلام) عرض کرد: شخصی محبت امیرالمؤمنین (ع) را در دل دارد، لیکن از دشمن ایشان نیز تبرّی نمی‌جوید و حتی می‌گوید: علی نزد من از مخالفینش محبوب‌تر است. امام باقر (علیه‌السلام) فرمود: چنین کسی آشفته‌ خاطر است و دشمن محسوب می‌شود، پشت سر او نماز نگذار، او کرامت و ارزشی ندارد، مگر این‌که از او بترسی و مجبور به تقیه باشی؛ (وسائل الشیعه، ج 8، ص 309، کتاب الصلاة، أبواب صلاة الجماعة، باب 10، ح 3)

۴ـ قال الصادق(ع): من شک فی کفر اعدائنا و الظالمین لنا فهو کافر؛‌ هر کس در کفر دشمنان ما و کسانی که به ما ظلم کردند شک داشته باشد، خودش کافر است. (اعتقادات صدوق باب اعتقاد فی الظالمین: ص ۱۰۳ و بحارالانوار: ج ۸، ص ۳۳۶ و ج ۲۷، ص ۶۲)

۵ـ روزی کمیت خدمت امام صادق(علیه‌السلام) رسید و شعری خواند. سپس عرض کرد: آقای من! سوالی دارم، حضرت فرمودند: بگو. عرض کرد سؤالم درباره آن دو خبیث اولی و دومی (لعنت الله علیهما) است. حضرت فرمودند: ای کمیت تا روز قیامت به اندازه خون حجامت خونی در اسلام ریخته نمی شود و مالی حرام کسب نمی شود و عمل شنیع زنا انجام نمی گیرد مگر این که همه به گردن این دو نیز باشد (رجال کشی: ص ۱۳۵ و بحارالانوار: ج ۴۷، ص ۳۲۳، حدیث ۱۷)

۶ـ نبی اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) به اصحابش فرمودند: ای بنده خدا دوست بدار به خاطر خدا و دشمن بدار به خاطر خدا و دوست بگیر به خاطر خدا و دشمن بگیر به خاطر خدا؛ پس به درستی که به ولایت خدا به کسی نمی‌رسد مگر از این راه و کسی طعم ایمان را نمی‌چشد اگر چه نماز و روزه زیاد به جا آورد مگر از راه تولی و تبری و امروز بیشترین دوستی‌ها و دشمنی های مردم به خاطر دنیاست و این دوستی و دشمنی‌ دنیایی ذره‌ای پیش خداوند تعالی ارزش ندارد. راوی عرض کرد: چگونه بدانم دوستی و دشمنی من به خاطر خداست؛ دوست خدا کیست تا او را دوست بدارم و دشمن خدا کیست تا او را دشمن بدارم؟ پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به سوی مولای ما امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه‌السلام) اشاره فرمودند و فرمودند آیا علی را می‌بینی؟ گفتم: بله. پس فرمودند: دوست بدار دوست علی(علیه‌ السلام) را چون دوست علی(علیه‌السلام) ولی الله است و دشمن بدار دشمن علی(علیه‌السلام) را چرا که دشمن علی(علیه‌السلام) عدوالله است. سپس فرمودند: وال ولی هذا و لو انه قاتل ابیک و ولدک و عاد عدو هذا و لو انه ابوک او ولدک؛ ‌دوست بدار دوست مولا علی را هر چند آنکه قاتل پدر و فرزندان تو باشد و دشمن بدار دشمن مولا علی را هر چند او پدر و فرزندانت باشند.(علل الشرایع: ج ۱، باب ۱۱۹)

۷ـ قال الصادق(علیه‌السلام): من لم یعرف سوء ما اتی علینا من ظلمنا و ذهاب حقنا و ما رکبنا به فهو شریک من اتی الینا فیما ولینا به؛ کسی که نفهمد و نشناسد آن‌چه را که بر ما وارد شد و از ظلمی که بر ما روا شد و حقی که از دست ما رفت و... پس او شریک با ظالمین است.(عقاب الاعمال صدوق: باب عقاب ناصب، حدیث ۶  ـ  بحارالانوار: ج ۸، ص ۳۳۶ و ج ۲۷، ص ۵۵، حدیث ۱۱)

۸ـ ابو حمزه ثمالی از علی بن الحسین(علیه‌السلام) در مورد آن دو خبیث سؤال کرد. فقال(علیه‌السلام): کافران، کافر من تولاهما.  امام فرمودند: هر دو کافرند و هر کسی که آن دو را دوست بدارد کافر است (بحارالانوار: ج ۶۹، ص ۱۲۸، باب ۱۰۱، کفر مخالفین - تقریب المعارف ابی صلاح حلبی: ص ۲۳۷)

۹ـ ابن ادریس از امام صادق(علیه‌السلام) نقل می‌کند که: فردای قیامت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) از لب پرتگاه جهنم همراه با امیرالمؤمنین و حسن و حسین(علیهماالسلام) عبور می‌نمایند شخصی از داخل جهنم فریاد می‌زند و سه مرتبه برای نجات خود به نبی اکرم(صلی الله علیه و آله) استغاثه می‌کند ولی جواب نمی‌شوند بار دیگر سه مرتبه به امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) استغاثه می‌کند، پس جواب نمی‌شنود. پس ندا می‌دهد یا حسین یا حسین یا حسین اغثنی انا قاتل اعدائک؛ یا حسین! من را نجات بده، من دشمنان تو را کشتم. در آن هنگام رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) به امام حسین(علیه‌السلام) می‌فرمایند: برای تو دلیل آورد؛ پس امام حسین (علیه‌السلام) چون عقاب تیز پرواز او را نجات می‌دهد. راوی می‌پرسد: آن شخص کیست؟ حضرت فرمودند: مختار است. سپس راوی با تعجب سؤال می‌کند: چرا با آتش عذاب می‌سوزد با این‌که از قاتلین ابا عبدالله الحسین(علیه‌السلام) انتقام گرفت؟ حضرت فرمودند: به دلیل این‌که در قلب مختار ذره‌ای از محبت آن دو نفر وجود داشت. به خدا قسم اگر جبرائیل، میکائیل و اسرافیل در قلبشان چیزی از حب این دو باشد با صورت داخل آتش افکنده می‌شوند.(بحارالانوار: ج ۴۵، ص ۳۳۹، حدیث ۵)

۱۰- قال امیرالمؤمنین(علیهالسلام): اللهم اجز عُمَر لقد ظلم الحجر و المدر مولا امیرمؤمنان(علیه‌السلام) فرمودند: خدایا عمر را به جزای اعمالش برسان پس همانا او بر سنگ‌ و ریگ‌های بیابان‌ها نیز ظلم کرد.(الجمل، شیخ مفید: ص ۷۱)

۱۱ـ قال امیرالمؤمنین(علیه‌السلام): ما عادی احد قوما اشد من معادات عمر لاهل بیت الرسول؛ هیچ کس با هیچ قومی به شدت عمر(لعنت الله علیه) با اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) دشمنی نورزید.(کامل، شیخ بهایی: ج ۲، ص ۱۳)

۱۲- إنّ رجلا ً قدم علی أمیرالمؤمنین علیه‌السلام فقال: یا أمیرالمؤمنین! إنى أُحبّک و أُحبّ فلاناً ـ وسمّی بعض أعدائه ـ فقال علیه‌السلام: "أمّا الآن فأنت أعور فإما أن تعمی و إما أن تبصر شخصی به امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) گفت: من در کنار دوستی شما فلان کس را ـ نام یکی از دشمنان آن حضرت را ذکر کرد ـ نیز دوست دارم. آن حضرت در جواب گفت: اکنون تو اعور (یک چشم) هستی که تنها فضایل ما را می‌نگری و به ما علاقه‌مندی. باید چشم دیگر تو باز باشد تا به وسیله‌‌ آن رذایل دشمنان ما را نیز ببینی و به آنان بغض و کینه داشته باشی، لیکن این وضع دوام نمی‌یابد؛ زیرا حق و باطل و نور و ظلمت در یک‌جا نمی‌گنجد. در آینده یا هر دو چشم خویش را از دست می‌دهی و کور می‌گردی یا چشم دیگرت نیز بینا می‌شود و بغض و کینه‌‌ دشمنان ما را نیز به دل خواهی گرفت؛ (بحارالانوار، ج 27، ص 58)

۱۳- امام حسن عسکرى علیه السّلام از پدرانش از رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله نقل کرده است که پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله روزى به یکى از اصحابش فرمود: اى بنده خدا! مهربانى کن براى خدا، و خشمگین باش براى خدا، دوستى کن در راه خدا، و دشمنى کن در راه خدا. زیرا جز این راه، به ولایت و دوستى خدا نخواهى رسید؛ و آدمى مزه ایمان را نمى‏چشد اگر چه نماز و روزه‏اش زیاد باشد- مگر اینکه حبّ و بغض او براى خدا باشد. و براستى که بیشتر برادرى و دوستی مردم در این روزگار ، بر مدار دنیا مى‏چرخد، بر سر آن با هم دوستى کنند و بر سر آن با هم دشمنى ورزند، و این نزد خدا براى آنها هیچ فایده‏اى ندارد.آن مرد گفت، چطور بدانم که در راه خداوند متعال دوستى و دشمنى کرده‏ام؟ دوست خدا کیست تا با او دوستى کنم و دشمنش کیست تا دشمن او باشم؟ رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله اشاره به على علیه السّلام کرد و فرمود: این مرد را مى‏بینى؟ گفت: آرى. فرمود: دوست او دوست خداست، او را دوست بدار، و دشمن او دشمن خداست او را دشمن بدار. دوستش را دوست بدار گر چه کشنده پدرت باشد، و دشمنش را دشمن بدار گر چه پدر یا فرزندت باشد (چهل حدیث - محمدعلی کوشا- ص۶۳)

۱۴- امام کاظم فرمودند: اولی و دومی همان دو نفری هستند که به اندازه چشم به هم زدنی ایمان نیاوردند. (بحارالانوار ج3ص409)

۱۵- امیرالمؤمنین(ع): والله اگر همه این امّت با پای برهنه روی خاک بایستند در حالی که بر سر خود خاکستر می ریزند و گریه و زاری می نمایند و بر کسانی که آنها را گمراه کرده و راه خدا را بستند و مردم را بسوی جهنّم خواندند لعنت کنند... باز این امّت در لعن و تبری کوتاهی کرده اند. (بحار ج30 ص126 به نقل از اسرار آل محمّد)

۱6- چنانچه روایت است از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله که می‌فرماید: "مَن تَأَثَّمَ یلعن مَن لعنه الله فعلیه لعنه الله" (رجال الکشی مع تعلیقه المیرداماد ج2 ص811 رقم 1012)
هر کس گناه بشمارد لعن کردن کسی را که خدا او را لعنت نموده، لعنت خدا بر خود او باد.

۱7-پیامبر اکرم(ص) فرمودند: مخالفت کننده با علی‌بن ابیطالب(ع) بعد از من کافر است و کسی که دیگری را با او (در امر ولایت) شریک گرداند، مشرک است. (امالی شیخ صدوق، مجلس ششم، حدیث5)

۱۸- شیخ ابوالحسن مرندی از شیخ حر عاملی(صاحب وسائل الشیعه) نقل نموده:امیرالمومنین(علیه السلام) در حال طواف کعبه بود که دید مردی پرده خانه کعبه را گرفته و صلوات بر محمد و آل محمد می فرستاد. حضرت بر او سلام نمود. دفعه بعد حضرت او را دیدند که بر دشمنان محمد و آل محمد لعنت میکند ولی اینبار به او سلام نکردند سلام نکردند. آن شخص متوجه شد و علت را پرسید؟ حضرت فرمود: نخواستم تو را از ذکر لعن که این بار می گفتی باز دارم. چرا که لعن دشمنان محمد و آل محمد از صلوات بر آنان بالاتر است. (مجمع النورین و ملتقی البحرین ص 208).

۱۹- مرد خیاطی دو پیراهن نزد امام صادق (علیه السلام ) آورد و عرض کرد: من هنگام دوختن یکی از این دو پیراهن صلوات بر محمد و آل محمد می فرستادم و هنگام دوختن دیگری لعن بر دشمنان محمد و آل محمد می فرستادم. شما کدامیک را اختیار می نمایید؟ امام صادق (ع) پیراهنی را که با ذکر لعن دوخته شده بود انتخاب نمود و فرمود: من این پیراهن را بیشتر دوست دارم. (اماره الولایه ص 51 و تعلیقه شفاء الصدور ج 2 ص 48).

۲۰- قال علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام): کمال الدین ولایتنا و البرائة من عدونا. امام رضا(ع) فرمودند:کمال دین ولایت ما و برائت از دشمنان ماست.(بحارالانوار: ج ۲۷، ص ۵۸، ح ۱۹)