قصه‌ای از آن‌سوی سکوت (فاصله‌های بی‌صدا)

و اینک،

وقتی در آینه به خود نگاه می‌کنم،

می‌بینم فاصله‌هایی‌ست میان من و هر آنچه که بودم،

میان من و هر آنچه که شاید باید می‌بودم.

این فاصله‌ها،

بی‌صدا و بی‌وزن‌اند،

اما سنگین‌تر از هر زنجیری.

با این حال،

می‌دانم که این شکاف‌ها

راهی هستند به سوی چیزی بزرگ‌تر،

چیزی که هنوز نامش را نمی‌دانم،

اما حس می‌کنم

در آن سوی این فاصله‌ها،

شعله‌ای آرام

پایان مرا روشن می‌کند.


۰ ۱
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
بسم الله الرحمن الرحیم

وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ

بِأَبصـارِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ

و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ

و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَـلَمین ۞

-------------------------
به امید گوشه چشمی از جانب حضرت صاحب الزمان ارواحنا فداه

اللهم عجل لولیک الفرج بحق زینب سلام الله علیها

1393/11/15
---------------------------
هرگونه کپی برداری بدون ذکرمنبع شرعاحرام است.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان