شب که میخوابم، در خوابم نیز بیدارم…
چون روحِ بیقرارم،
در جستوجوی نوریست که تو در آن نهفتهای.
دستهایم را سوی نامت بلند کردم،
اما خودم نیز پنهان ماندم.
هر گامی که در راهت برمیدارم،
سایهایست از نبودنت ...
شب که میخوابم، در خوابم نیز بیدارم…
چون روحِ بیقرارم،
در جستوجوی نوریست که تو در آن نهفتهای.
دستهایم را سوی نامت بلند کردم،
اما خودم نیز پنهان ماندم.
هر گامی که در راهت برمیدارم،
سایهایست از نبودنت ...