وقتی همه خاموش میشوند،
وقتی هیچ دری به صدا درنمیآید،
آنگاه است که صدایم را بلند میکنم،
نه برای شکایت،
برای اینکه شاید در این ساکتترین لحظهها،
تو، سکوتت را به نشانِ حضور بشکنی
تو همیشه آنجایی که نیستی،
و من همیشه اینجا، جایی میان بودن و نرسیدن.
خدایا، شاید این فاصلهها
قرار بوده تمرینِ دلتنگی باشد
برای کسی که دلش را جز تو جایی جا نگذاشته…