نه نامهای مانده،
نه نشانی از تو،
فقط عطری گنگ در ذهنم،
باران که میبارد،
تمام هوای این شهر را پر میکند،
تا شاید، بیصدا از کنارم عبور کنی.
پ.ن: هنوز همان نامهام، با همان دوستت دارمِ بیجواب.
نه نامهای مانده،
نه نشانی از تو،
فقط عطری گنگ در ذهنم،
باران که میبارد،
تمام هوای این شهر را پر میکند،
تا شاید، بیصدا از کنارم عبور کنی.