بوی پرچمِ رضا ...

دیشب، قدم در خلوتی گذاشتم که بوی حرم داشت. پرچمی از بارگاه نورانی امام رضا علیه‌السلام را آورده بودند… و من با دلی پر از اشتیاق و بی‌قراری، در انتظار آن لحظه بودم. دلی که سالهاست حوالی صحن جا مانده، چشم‌به‌راه نشانی از آقا.

همین که پرچم را آوردند، عطری در فضا پیچید؛ نه عطری زمینی، نه چیزی شبیه گلاب یا عطرهای آشنا… بویی آسمانی بود، شبیه خاطره‌ای دور که یک‌باره زنده می‌شود. منی که همیشه از بوی پیراهن یوسف می‌گفتم، دیشب فهمیدم خدا چطور با بوی پرچمِ رضا، می‌تواند دل آدم را آرام کند؛ آن‌قدر عمیق، آن‌قدر بی‌صدا.

با همان عطر قدسی، انگار تمام خاطرات حرم در ذهنم جان گرفتند… صحن‌ها، زائران، لبخندها، اشک‌های کنار ضریح، بوی نذری، صدای نقاره‌خانه… همه باهم آمدند. هر تکه از پرچم، دری بود رو به آستان. هر نسیم، پُر بود از نوازش حرم.

مدتی‌ست که قسمت نشده زائر شوم… دلم میان پنجره فولاد جا مانده. اما همان پرچم، همان دیشب، برایم شد خود حرم. شد دلگرمی دل خسته‌ام. ان‌شاءالله به زودی قسمت شود… آقا بطلبد… و دل، دوباره آرام بگیرد در سایه‌ی گنبد طلا.

۰ ۱
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
بسم الله الرحمن الرحیم

وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ

بِأَبصـارِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ

و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ

و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَـلَمین ۞

-------------------------
به امید گوشه چشمی از جانب حضرت صاحب الزمان ارواحنا فداه

اللهم عجل لولیک الفرج بحق زینب سلام الله علیها

1393/11/15
---------------------------
هرگونه کپی برداری بدون ذکرمنبع شرعاحرام است.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان