در آستانه ی هیچکس

گاهی دل نه گریه می‌خواهد، نه حرف...

فقط یک حضور،

نه برای گفت‌وگو،

که فقط باشد... در همان دوردست،

همان‌جا که خیال نمی‌رسد،

اما قلب بی‌دلیل برایش می‌تپد.

اما حالا،

نه تپشی هست،

نه شوقی،

نه دلی که بخواهد به‌خاطر کسی خودش را به تنگ بیاورد.

همه‌چیز آرام است،

آرام‌تر از آن‌که امیدی بماند،

و این سکوت…

همین سکوت است که گاهی ترسناک‌تر از هر فریادی‌ست.

۰ ۱
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
بسم الله الرحمن الرحیم

وإِن یَکادُ الّذینَ کَفَروا لَیُزلِقونَکَ

بِأَبصـارِهِم لَمّا سَمِعُوا الذِّکرَ

و یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجنونٌ

و مَا هُوَ إِلاّ ذِکرٌ لِلعَـلَمین ۞

-------------------------
به امید گوشه چشمی از جانب حضرت صاحب الزمان ارواحنا فداه

اللهم عجل لولیک الفرج بحق زینب سلام الله علیها

1393/11/15
---------------------------
هرگونه کپی برداری بدون ذکرمنبع شرعاحرام است.
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان