برگرد ای مسافر تنهای جاده ها
زیرا به دست توست تمام اراده ها

برگرد ازسفرکه ببینی به چشم خویش
تلخی روزگار همه خانواده ها


ما جمعه جمعه مست خیال تو میشویم
هستیم بی خیال تمامی باده ها

جان را فقط به شوق ظهورت نداده ایم
شرمنده ایم از تو برای نداده ها

شاید همین نیامدنت نعمت خداست
ماییم و انتظار تو و استفاده ها

روز فرج سوار به مرکب که آمدی
دستی بکش به روی سرما پیاده ها

بیخود نزن به این در و آن در،بگو دلم
آقا کدام آرزویت را نداده، ها…! ؟؟

محمد حسن بیات لو