درانتظار تو چشمم همیشه بارانیست
وبی تو حال وهوای دلم چه طوفانیست

بیا که خیری ازاین زندگی نمی بینم
که لحظه لحظه ی عمرم پراز پریشانیست

هوای خیمه ی قلبم بدون توسرد است
بهار؛ پیش دو چشمم شب زمستانیست

زجاده ای که گذرکرده ای مسافر عشق
ببین که جای قدومت چقدر نورانیست

درون سینه ی من پر ز آه تبدارست
حدیث غیبت تو بین سینه زندانیست

دعای ندبه ی هر صبح جمعه ام آقا
به قصد آمدن تو برای مهمانیست

بیا که ماه عزای شهید بی سر شد
بیا ببار که هنگام مرثیه خوانیست

شاعر:محمد حسن بیات لو